genuflecting

[ایالات متحده]/ˈdʒɛn.jʊ.flekt.ɪŋ/
[بریتانیا]/ˈdʒɛn.juː.flekt.ɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل زانو زدن به زمین، معمولاً در پرستش یا به عنوان نشانه‌ای از احترام

عبارات و ترکیب‌ها

genuflecting in reverence

تعظیم در نشان احترام

genuflecting before authority

تعظیم در برابر قدرت

genuflecting to tradition

تعظیم در برابر سنت

genuflecting in prayer

تعظیم در هنگام نماز

genuflecting in submission

تعظیم در حالت تسلیم

genuflecting with humility

تعظیم با تواضع

genuflecting in gratitude

تعظیم در نشان قدردانی

جملات نمونه

he was genuflecting in front of the altar.

او در حال تعظیم در مقابل محراب بود.

she found herself genuflecting out of respect.

او از روی احترام متوجه شد که در حال تعظیم است.

genuflecting before the king is a sign of loyalty.

تعظیم در برابر شاه نشانه‌ای از وفاداری است.

the children were genuflecting during the ceremony.

کودکان در طول مراسم در حال تعظیم بودند.

he felt nervous while genuflecting in the church.

او در حالی که در کلیسا تعظیم می‌کرد مضطرب بود.

genuflecting is a traditional practice in many religions.

تعظیم یک عمل سنتی در بسیاری از ادیان است.

she observed others genuflecting with great reverence.

او دیگران را با احترام فراوان تعظیم کرد.

he was genuflecting quickly to avoid drawing attention.

او برای جلوگیری از جلب توجه به سرعت تعظیم کرد.

genuflecting can be seen as a humble act.

تعظیم می‌تواند به عنوان یک عمل متواضعانه تلقی شود.

during the service, many were genuflecting in prayer.

در طول مراسم، بسیاری در حال تعظیم و دعا بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید