gesto

[ایالات متحده]//ˈɡɛstəʊ//
[بریتانیا]//ˈɡɛstoʊ//
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مهمان؛ بازدیدکننده

جملات نمونه

she made a friendly gesture to welcome the new neighbor.

او یک حرکت دوستانه برای خوش آمد گویی به همسایه جدید انجام داد.

the flower was a symbolic gesture of love.

گل یک حرکت نمادین عشق بود.

his promise was just an empty gesture with no real meaning.

پیمان او فقط یک حرکت خالی بود که معنای واقعی نداشت.

the gift was a generous gesture from the heart.

هدیه یک حرکت لطف‌آمیز از دل بود.

he gave a dismissive gesture when he heard the news.

وقتی خبر را شنید، یک حرکت نادیده گرفتنی نشان داد.

the treaty was seen as a political gesture to ease tensions.

قرارداد به عنوان یک حرکت سیاسی برای کاهش تنش‌ها دیده می‌شد.

a hand gesture can convey many emotions.

یک حرکت دست می‌تواند بسیاری از احساسات را منتقل کند.

the apology was a meaningful gesture after the argument.

اعتذار پس از میانجی‌گری یک حرکت معنادار بود.

they exchanged a gesture of goodwill at the meeting.

در جلسه، آن‌ها یک حرکت خیره‌نیتی به یکدیگر دادند.

sign language is a form of gesture language.

زبان نشان یک نوع زبان حرکتی است.

her warm embrace was a gesture of affection.

حُضور گرم او یک حرکت عاشقانه بود.

the donation was a kind gesture to help the charity.

تبرع یک حرکت لطف‌آمیز برای کمک به خیریه بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید