gibe

[ایالات متحده]/dʒaɪb/
[بریتانیا]/dʒaɪb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. به کسی تمسخر کردن یا استهزاء کردن
vi. اظهارات تمسخرآمیز یا تحقیرآمیز بیان کردن
n. یک اظهارنظر تمسخرآمیز یا تحقیرآمیز
Word Forms
قسمت سوم فعلgibed
زمان گذشتهgibed
جمعgibes
شکل سوم شخص مفردgibes
صفت یا فعل حال استمراریgibing

جملات نمونه

Don't make gibes about her behavior.

در مورد رفتار او طعنه نزنید.

It’s impolite to gibe at a foreign student’s English.

بی‌ادبانه است که به زبان انگلیسی یک دانشجوی خارجی ایراد بگیرید.

The child's classmates gibed at him for his timidity.

همکلاسی‌های کودک به دلیل کم‌جذبه بودنش او را مسخره کردند.

It’s easy enough for you to gibe at them, but could you do any better?

برای شما ایراد گرفتن از آنها آسان است، اما آیا می توانید بهتر عمل کنید؟

Musical snobs often deride the harmonica as a serious instrument. Togibe is to make taunting, heckling, or jeering remarks:

μουσικοί αυστηροί συχνά απορρίπτουν το στόμπο σαν να μην είναι σοβαρό όργανο. Το Togibe είναι να κάνετε χλευαστικά, κοροϊδευτικά ή ειρωνικά σχόλια:

They often exchange friendly gibes during meetings.

آنها اغلب در طول جلسات، به طور دوستانه با هم شوخی می کنند.

His gibe towards her was meant as a joke.

طعنه او به سمت او به عنوان یک شوخی بود.

She responded to his gibe with a witty comeback.

او با یک پاسخ هوشمندانه به طعنه او پاسخ داد.

Their playful gibes added humor to the conversation.

طعنه های بازیگوشانه آنها سرزندگی را به مکالمه اضافه کرد.

He couldn't help but gibe at her sarcastic remark.

او نتوانست جلوی طعنه به نظر او نگفتنش را بگیرد.

The comedian's gibe at the audience was well-received.

طعنه کمدین به تماشاچیان با استقبال خوبی روبرو شد.

She tried to hide her hurt feelings after his gibe.

او سعی کرد احساسات آسیب دیده خود را پس از طعنه او پنهان کند.

Their constant gibes at each other showed their close friendship.

طعنه های دائمی آنها نسبت به یکدیگر نشان دهنده دوستی نزدیک آنها بود.

The politician's gibe at his opponent backfired.

طعنه سیاستمدار به حریفش به ضرر خود تمام شد.

Despite the gibe, she maintained her composure.

با وجود طعنه، او آرامش خود را حفظ کرد.

نمونه‌های واقعی

Yet the gibes may be losing their force.

شاید این تمسخرها دیگر تاثیر خود را از دست بدهند.

منبع: The Economist (Summary)

To understand why, go back to the subject of Connally's gibe: the dollar.

برای درک دلیل، به موضوع تمسخر کانالی برگردید: دلار.

منبع: The Economist (Summary)

Please don't gibe me, Lydia said.

لطفا من را مسخره نکنید، لیدیا گفت.

منبع: Hu Min reads stories to remember TOEFL vocabulary.

He never spoke of the softer passions, save with a gibe and a sneer.

او هرگز از احساسات لطیف صحبت نکرد، مگر با تمسخر و تحقیر.

منبع: The Adventures of Sherlock Holmes: A Scandal in Bohemia

But is a ban on such gibes the answer, in France or elsewhere?

اما آیا ممنوعیت چنین تمسخرها راه حل است، در فرانسه یا در دیگر جاها؟

منبع: The Economist (Summary)

There was no more talk of the alcohol in his blood-surrogate, no gibes at his personal appearance.

دیگر صحبت هایی در مورد الکل در جایگزین خونش نبود، هیچ تمسخر یا تحقیر در مورد ظاهرش نبود.

منبع: Brave New World

I felt sure he was seeking for some gibe, could think of none, and so was forced to silence.

من مطمئن بودم که او به دنبال نوعی تمسخر است، نمی توانست به چیزی فکر کند و بنابراین مجبور به سکوت شد.

منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)

I sat somewhat uneasy under this dry gibe.

من کمی مضطرب زیر این تمسخر خشک نشسته بودم.

منبع: News from Wuyou Township (Part 1)

M. Weber did not reply to the gibe.

آقای وبر به این تمسخر پاسخ نداد.

منبع: The Mystery of 813 (Part Two)

All Wingfield would have understood the gibe: Addie Wicks was the dullest girl in town.

همه وینگرفلد این تمسخر را می فهمیدند: ادی ویکس دختر کسل کننده ای در شهر بود.

منبع: Humans and Ghosts (Part 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید