girlfriends

[ایالات متحده]/[ˈɡɜːlˌfrendz]/
[بریتانیا]/[ˈɡɜːrlˌfrendz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دوست زن، به ویژه شریک زناشویی؛ یک دوست زن.

عبارات و ترکیب‌ها

girlfriends and boyfriends

خانم‌های دوست

new girlfriends

خانم‌های دوست جدید

my girlfriends

خانم‌های دوست من

close girlfriends

خانم‌های دوست نزدیک

having girlfriends

داشتن خانم‌های دوست

meet girlfriends

دیدار با خانم‌های دوست

girlfriend's birthday

تولد خانم دوست

lost girlfriends

خانم‌های دوست از دست رفته

girlfriends' night

شب خانم‌های دوست

support girlfriends

پشتیبانی از خانم‌های دوست

جملات نمونه

she has many girlfriends at college.

او در دانشگاه چندین دوست دختر دارد.

my best friend introduced me to her new girlfriends.

بهترین دوست من من را با دوست‌های جدیدش معرفی کرد.

they’re planning a weekend getaway with their girlfriends.

آن‌ها با دوست‌های دختری‌شان یک سفر انتهای هفته را برنامه‌ریزی کرده‌اند.

she’s been dating several girlfriends recently.

او اخیراً با چند دوست دختر دیدار داشته است.

he’s incredibly supportive of his girlfriend’s ambitions.

او به طور خیلی زیادی به اهداف دوست دخترش حمایت می‌کند.

they reminisced about fun times with old girlfriends.

آن‌ها با دوست‌های قدیمی‌شان درباره زمان‌های لذت‌بخش گذشته یادآوری کردند.

she confided in her girlfriends about her problems.

او درباره مشکلاتش با دوست‌های دختری‌ش افشا کرد.

he’s always been loyal to his girlfriends.

او همیشه به دوست‌های دختری‌ش وفادار بوده است.

they exchanged gifts with their girlfriends for christmas.

آن‌ها با دوست‌های دختری‌شان به مناسبت عید غدیر هدیه‌هایی تبادل کردند.

she’s a devoted girlfriend and a loving sister.

او یک دوست دختر وفادار و یک خواهر محبت‌آمیز است.

he’s searching for a serious girlfriend.

او در حال جستجوی یک دوست دختر جدی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید