goddesses

[ایالات متحده]/ˈɡɒdəsɪz/
[بریتانیا]/ˈɡɑːdəˌsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.الهه‌های مؤنث؛ زنانی که مورد پرستش قرار می‌گیرند

عبارات و ترکیب‌ها

divine goddesses

خدايان الهی

ancient goddesses

خدايان باستانی

nature goddesses

خدايان طبیعت

warrior goddesses

خدايان جنگجو

goddesses unite

خدايان متحد می‌شوند

goddesses of love

خدايان عشق

goddesses of fate

خدايان سرنوشت

goddesses of wisdom

خدايان خرد

goddesses of beauty

خدايان زیبایی

goddesses arise

خدايان ظهور می‌کنند

جملات نمونه

the ancient greeks worshipped many goddesses.

باستان‌گرایان یونان خدایان و الهه‌های زیادی را می‌پرستیدند.

she felt like a goddess in her new dress.

او در لباس جدیدش احساس می‌کرد مانند یک الهه است.

the festival celebrated the goddesses of love and beauty.

جشنواره الهه‌های عشق و زیبایی را جشن گرفت.

in mythology, goddesses often represent different aspects of life.

در اساطیر، الهه‌ها اغلب جنبه‌های مختلف زندگی را نشان می‌دهند.

many cultures have their own unique goddesses.

فرهنگ‌های زیادی الهه‌های منحصر به فرد خود را دارند.

she admired the strength of the warrior goddesses.

او به قدرت الهه‌های جنگجو احترام می‌گذاشت.

goddesses are often depicted with symbols of power.

الهه‌ها اغلب با نشانه‌های قدرت به تصویر کشیده می‌شوند.

in her dreams, she conversed with ancient goddesses.

در رویاهایش با الهه‌های باستانی صحبت می‌کرد.

the artist painted a mural of goddesses from various cultures.

هنرمند یک نقاشی دیواری از الهه‌های متعلق به فرهنگ‌های مختلف کشید.

goddesses are a source of inspiration for many artists.

الهه‌ها منبع الهام بسیاری از هنرمندان هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید