gonadal

[ایالات متحده]/ɡəʊˈnæd.əl/
[بریتانیا]/ɡoʊˈnæd.əl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به غدد جنسی (غدد جنسی)

عبارات و ترکیب‌ها

gonadal hormones

هورمون‌های جنسی

gonadal development

توسعه جنسی

gonadal function

عملکرد جنسی

gonadal dysgenesis

دی‌جنزیس گونادی

gonadal axis

محور جنسی

gonadal tissue

بافت جنسی

gonadal cancer

سرطان جنسی

gonadal steroid

استروئید جنسی

gonadal response

پاسخ جنسی

gonadal signaling

سیگنالینگ جنسی

جملات نمونه

gonadal hormones play a crucial role in reproduction.

هورمون‌های گنادال نقش حیاتی در تولید مثل ایفا می‌کنند.

researchers study gonadal development in various species.

محققان رشد گنادال را در گونه‌های مختلف مطالعه می‌کنند.

gonadal function can be affected by environmental factors.

عملکرد گنادال می‌تواند تحت تأثیر عوامل محیطی قرار گیرد.

disorders of gonadal hormones can lead to infertility.

اختلالات هورمون‌های گنادال می‌تواند منجر به ناباروری شود.

the gonadal axis is essential for sexual maturation.

محور گنادال برای بلوغ جنسی ضروری است.

gonadal tissues are important for hormone production.

بافت‌های گنادال برای تولید هورمون مهم هستند.

abnormal gonadal development can cause health issues.

توسعه غیرطبیعی گنادال می‌تواند باعث مشکلات سلامتی شود.

monitoring gonadal health is important in clinical practice.

نظارت بر سلامت گنادال در عمل بالینی مهم است.

gonadal steroids influence behavior and mood.

استروئیدهای گنادال بر رفتار و خلق و خو تأثیر می‌گذارند.

genetic factors can impact gonadal function.

عوامل ژنتیکی می‌توانند بر عملکرد گنادال تأثیر بگذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید