goofing

[ایالات متحده]/ˈɡuːfɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɡuːfɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. مرتکب اشتباه شدن یا چیزی را خراب کردن؛ وقت را تلف کردن یا در رفتارهای احمقانه درگیر شدن؛ اشتباه بزرگی مرتکب شدن

عبارات و ترکیب‌ها

goofing around

بازیگوشی

goofing off

غیبت کردن

goofing up

اشتباه کردن

goofing with friends

بازی کردن با دوستان

goofing on

مسخره کردن

goofing together

با هم بازی کردن

goofing about

مسخره کردن

goofing it up

خراب کردن

goofing in class

در کلاس بازی کردن

goofing off work

غیبت کردن از سر کار

جملات نمونه

stop goofing around and get to work.

دست از بازی بردارید و به کار بروید.

they were goofing off during the meeting.

آنها در حال خوشگذرانی در طول جلسه بودند.

he loves goofing off with his friends on weekends.

او عاشق خوشگذرانی با دوستانش آخر هفته است.

she was just goofing around, trying to make everyone laugh.

او فقط در حال خوشگذرانی بود و سعی می کرد همه را بخنداند.

goofing off can lead to missed deadlines.

خوشگذرانی می تواند منجر به از دست دادن مهلت ها شود.

don't waste time goofing; we have a lot to do.

وقت خود را با خوشگذرانی تلف نکنید؛ کارهای زیادی داریم.

goofing around is fun, but we need to be serious sometimes.

خوشگذرانی سرگرم کننده است، اما گاهی اوقات باید جدی باشیم.

he got in trouble for goofing off in class.

او به دلیل خوشگذرانی در کلاس دچار مشکل شد.

they spent the afternoon goofing around at the park.

آنها بعد از ظهر را در حال خوشگذرانی در پارک گذراندند.

goofing off is okay as long as it's balanced with work.

خوشگذرانی مشکلی ندارد تا زمانی که با کار متعادل شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید