gossip girl
دختر شایعهگو
the gossip of the coulisses
هنر باجبازی
a juicy morsel of gossip
یک تکه خبری آبدار
agush with political gossip and rumors
آغشته به غایبه و شایعات سیاسی
She is a subject of gossip in the office.
او در دفتر محل کار موضوع غایبه است.
a chatty letter full of gossip and nonsense.
یک نامه گپگو پر از غیبت و بیمعنا.
a juicy bit of gossip about sb.
یک تکه غایبه آبدار درباره کسی
I read about it in the gossip column.
من در مورد آن در ستون غایبه خواندم.
They sat and gossiped all evening.
آنها کل شب نشستند و غایبه کردند.
Gossip tends to circulate quickly.
شایعات معمولاً به سرعت پخش می شوند.
It's common gossip that they're having an affair.
غایبه رایج این است که آنها رابطه دارند.
You're nothing but an old gossip!
تو چیزی به جز یک غایبه پیر نیست!
Scandal and gossip are meat and drink to him.
رسوایی و غایبه برای او غذا و نوشیدنی هستند.
We gossip about them and vice versa (=they gossip about us).
ما در مورد آنها غایبه می کنیم و بالعکس (= آنها در مورد ما غایبه می کنند).
The local paper is full of gossip masquerading as news.
روزنامه محلی پر از غایبه است که به عنوان اخبار جا می زند.
the Church should not be exposed to gossip and contumely.
کلیسا نباید در معرض غیبت و توهین قرار گیرد.
gossiping about the neighbors' domestic problems;
غایبه کردن در مورد مشکلات خانگی همسایگان;
have I got some hot gossip for you!.
من غایبه های داغی برای شما دارم!.
she's inclined to gossip with complete strangers.
او تمایل دارد با افراد غریبه غایبه کند.
Nathan Bryce was still simply a name in a gossip column.
Nathan Bryce هنوز فقط نامی در ستون غایبه بود.
gossip girl
دختر شایعهگو
the gossip of the coulisses
هنر باجبازی
a juicy morsel of gossip
یک تکه خبری آبدار
agush with political gossip and rumors
آغشته به غایبه و شایعات سیاسی
She is a subject of gossip in the office.
او در دفتر محل کار موضوع غایبه است.
a chatty letter full of gossip and nonsense.
یک نامه گپگو پر از غیبت و بیمعنا.
a juicy bit of gossip about sb.
یک تکه غایبه آبدار درباره کسی
I read about it in the gossip column.
من در مورد آن در ستون غایبه خواندم.
They sat and gossiped all evening.
آنها کل شب نشستند و غایبه کردند.
Gossip tends to circulate quickly.
شایعات معمولاً به سرعت پخش می شوند.
It's common gossip that they're having an affair.
غایبه رایج این است که آنها رابطه دارند.
You're nothing but an old gossip!
تو چیزی به جز یک غایبه پیر نیست!
Scandal and gossip are meat and drink to him.
رسوایی و غایبه برای او غذا و نوشیدنی هستند.
We gossip about them and vice versa (=they gossip about us).
ما در مورد آنها غایبه می کنیم و بالعکس (= آنها در مورد ما غایبه می کنند).
The local paper is full of gossip masquerading as news.
روزنامه محلی پر از غایبه است که به عنوان اخبار جا می زند.
the Church should not be exposed to gossip and contumely.
کلیسا نباید در معرض غیبت و توهین قرار گیرد.
gossiping about the neighbors' domestic problems;
غایبه کردن در مورد مشکلات خانگی همسایگان;
have I got some hot gossip for you!.
من غایبه های داغی برای شما دارم!.
she's inclined to gossip with complete strangers.
او تمایل دارد با افراد غریبه غایبه کند.
Nathan Bryce was still simply a name in a gossip column.
Nathan Bryce هنوز فقط نامی در ستون غایبه بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید