grainy texture
بافت دانهدار
grainy appearance
ظاهر دانهدار
grainy image
تصویر دانهدار
grainy sand
شن دانهدار
a good grainy loaf.
یک لوفه خوب و دانه دار
a juicy, grainy texture.
بافت آبدار و دانه دار
the grainy sound of bootleg cassettes.
صدای دانه دار نوارهای غیرقانونی
grainy film which gives a soft, moody effect.
فیلمی دانه دار که جلوه ای نرم و احساسی ایجاد می کند.
The old photograph was grainy and faded.
عکس قدیمی دانه دار و رنگ پس داده بود.
The grainy texture of the bread made it taste delicious.
بافت دانه دار نان باعث شد طعم آن خوشمزه باشد.
The grainy sand stuck to my feet at the beach.
ماسه دانه دار به پاهای من در ساحل چسبید.
The video quality was grainy and pixelated.
کیفیت ویدیو دانه دار و پیکسلی بود.
She used a grainy exfoliating scrub on her skin.
او از یک اسکراب لایه بردار دانه دار روی پوست خود استفاده کرد.
The grainy texture of the paint gave the wall a rough finish.
بافت دانه دار رنگ به دیوار جلوه ای خشن داد.
The grainy soil in the garden was perfect for planting vegetables.
خاک دانه دار در باغ برای کاشت سبزیجات عالی بود.
I prefer smooth peanut butter over the grainy kind.
من کره بادام زمینی صاف را بیشتر از نوع دانه دار ترجیح می دهم.
The old film had a grainy quality that added to its charm.
فیلم قدیمی دارای کیفیتی دانه دار بود که به جذابیت آن اضافه می کرد.
The artist used a grainy pencil to create a unique texture in the drawing.
هنرمند از یک مداد دانه دار برای ایجاد یک بافت منحصر به فرد در نقاشی استفاده کرد.
They can start off yummy, and become grainy.
آنها میتوانند خوشمزه شروع شوند و به مرور زمان دانهای شوند.
منبع: Scishow Selected SeriesThat's a good word to use, grainy.
استفاده از این واژه، دانهای، ایده خوبی است.
منبع: IELTS Speaking Preparation GuideThe overall image just becomes grainier.
تصویر کلی به مرور زمان دانهدارتر میشود.
منبع: Vox opinionNo. No. It gives it a really grainy texture.
نه. نه. این بافتی بسیار دانهای به آن میدهد.
منبع: BBC documentary "Mom's Home Cooking"And a lower resolution photo is going to look grainy.
و یک عکس با وضوح پایینتر دانهای به نظر میرسد.
منبع: IELTS Speaking Preparation GuideAnd the overall image doesn't get super grainy either.
و تصویر کلی هم خیلی دانهای نمیشود.
منبع: Vox opinionEven the modern photos are in grainy black and white.
حتی عکسهای مدرن هم سیاه و سفید دانهای هستند.
منبع: The Economist - ArtsThis grainy security footage is all the store sent?
آیا تمام فیلمهای امنیتی دانهای که مغازه فرستاده همینها هستند؟
منبع: Modern Family - Season 07Bumpy and grainy in texture, a single eggshell is covered in up to 17,000 tiny craters.
با بافتی ناهموار و دانهای، یک پوسته تخم مرغ تا 17000 دهانه کوچک را در بر میگیرد.
منبع: BBC Ideas Selection (Bilingual)You don't want to put it in when it's grainy or anything like that with the sugar.
وقتی دانهدار است یا چیزهایی شبیه به آن با شکر، نمیخواهید آن را داخل آن بگذارید.
منبع: Culinary methods for gourmet foodgrainy texture
بافت دانهدار
grainy appearance
ظاهر دانهدار
grainy image
تصویر دانهدار
grainy sand
شن دانهدار
a good grainy loaf.
یک لوفه خوب و دانه دار
a juicy, grainy texture.
بافت آبدار و دانه دار
the grainy sound of bootleg cassettes.
صدای دانه دار نوارهای غیرقانونی
grainy film which gives a soft, moody effect.
فیلمی دانه دار که جلوه ای نرم و احساسی ایجاد می کند.
The old photograph was grainy and faded.
عکس قدیمی دانه دار و رنگ پس داده بود.
The grainy texture of the bread made it taste delicious.
بافت دانه دار نان باعث شد طعم آن خوشمزه باشد.
The grainy sand stuck to my feet at the beach.
ماسه دانه دار به پاهای من در ساحل چسبید.
The video quality was grainy and pixelated.
کیفیت ویدیو دانه دار و پیکسلی بود.
She used a grainy exfoliating scrub on her skin.
او از یک اسکراب لایه بردار دانه دار روی پوست خود استفاده کرد.
The grainy texture of the paint gave the wall a rough finish.
بافت دانه دار رنگ به دیوار جلوه ای خشن داد.
The grainy soil in the garden was perfect for planting vegetables.
خاک دانه دار در باغ برای کاشت سبزیجات عالی بود.
I prefer smooth peanut butter over the grainy kind.
من کره بادام زمینی صاف را بیشتر از نوع دانه دار ترجیح می دهم.
The old film had a grainy quality that added to its charm.
فیلم قدیمی دارای کیفیتی دانه دار بود که به جذابیت آن اضافه می کرد.
The artist used a grainy pencil to create a unique texture in the drawing.
هنرمند از یک مداد دانه دار برای ایجاد یک بافت منحصر به فرد در نقاشی استفاده کرد.
They can start off yummy, and become grainy.
آنها میتوانند خوشمزه شروع شوند و به مرور زمان دانهای شوند.
منبع: Scishow Selected SeriesThat's a good word to use, grainy.
استفاده از این واژه، دانهای، ایده خوبی است.
منبع: IELTS Speaking Preparation GuideThe overall image just becomes grainier.
تصویر کلی به مرور زمان دانهدارتر میشود.
منبع: Vox opinionNo. No. It gives it a really grainy texture.
نه. نه. این بافتی بسیار دانهای به آن میدهد.
منبع: BBC documentary "Mom's Home Cooking"And a lower resolution photo is going to look grainy.
و یک عکس با وضوح پایینتر دانهای به نظر میرسد.
منبع: IELTS Speaking Preparation GuideAnd the overall image doesn't get super grainy either.
و تصویر کلی هم خیلی دانهای نمیشود.
منبع: Vox opinionEven the modern photos are in grainy black and white.
حتی عکسهای مدرن هم سیاه و سفید دانهای هستند.
منبع: The Economist - ArtsThis grainy security footage is all the store sent?
آیا تمام فیلمهای امنیتی دانهای که مغازه فرستاده همینها هستند؟
منبع: Modern Family - Season 07Bumpy and grainy in texture, a single eggshell is covered in up to 17,000 tiny craters.
با بافتی ناهموار و دانهای، یک پوسته تخم مرغ تا 17000 دهانه کوچک را در بر میگیرد.
منبع: BBC Ideas Selection (Bilingual)You don't want to put it in when it's grainy or anything like that with the sugar.
وقتی دانهدار است یا چیزهایی شبیه به آن با شکر، نمیخواهید آن را داخل آن بگذارید.
منبع: Culinary methods for gourmet foodلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید