granules

[ایالات متحده]/ˈɡræn.juːlz/
[بریتانیا]/ˈɡrænjulz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ذرات یا دانه‌های کوچک؛ شکل جمع گرانوول

عبارات و ترکیب‌ها

granules size

اندازه ذرات

granules texture

بافت ذرات

granules distribution

توزیع ذرات

granules flow

جریان ذرات

granules formation

تشکیل ذرات

granules mixture

مخلوط ذرات

granules density

چگالی ذرات

granules behavior

رفتار ذرات

granules coating

پوشش ذرات

granules application

کاربرد ذرات

جملات نمونه

the medicine comes in small granules for easy consumption.

دارو به صورت خرده‌های کوچک برای مصرف آسان عرضه می‌شود.

granules of sugar can dissolve quickly in hot water.

خرده‌های شکر می‌توانند به سرعت در آب داغ حل شوند.

she sprinkled granules of salt on the steak before cooking.

او خرده‌های نمک را قبل از پختن روی استیک پاشید.

the fertilizer consists of slow-release granules.

کود حاوی خرده‌های آهسته‌رها است.

granules of sand were swept away by the wind.

خرده‌های شن و ماسه توسط باد رخت داده شدند.

he added granules of instant coffee to his cup.

او خرده‌های قهوه فوری را به فنجان خود اضافه کرد.

the recipe calls for granules of gelatin to thicken the sauce.

دستور العمل نیاز به خرده‌های ژلاتین برای غلیظ کردن سس دارد.

granules of clay were used to make the pottery.

از خرده‌های خاک رس برای ساختن گلدان استفاده شد.

she found granules of sugar on the kitchen counter.

او خرده‌های شکر را روی پیشخوان آشپزخانه پیدا کرد.

the scientist studied the granules under a microscope.

دانشمند خرده‌ها را زیر میکروسکوپ مطالعه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید