gravelly

[ایالات متحده]/'græv(ə)lɪ/
[بریتانیا]/'ɡrævəli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پوشیده یا ساخته شده از قطعات کوچک سنگ؛ داشتن صدایی خشن و زبر

عبارات و ترکیب‌ها

gravelly voice

صدای زنگ‌دار

gravelly texture

بافت زنگ‌دار

gravelly soil

خاک سنگلاخی

جملات نمونه

a dry gravelly soil.

خاک خشک و سنگی

His gravelly voice added a sense of authority to his speeches.

صدای زنگ‌دار او حسی از اقتدار را به سخنرانی‌هایش اضافه کرد.

The actor's gravelly voice made him perfect for the role of a tough detective.

صدای زنگ‌دار بازیگر او را برای نقش یک کارآگاه سخت‌کوش عالی کرد.

She spoke in a gravelly tone after catching a cold.

او بعد از اینکه سرما خورد، با لحنی زنگ‌دار صحبت کرد.

The old truck rumbled down the gravelly road.

ماشین قدیمی با صدای زنگ‌دار در جاده سنگی حرکت کرد.

The singer's gravelly voice gave the song a raw, emotional edge.

صدای زنگ‌دار خواننده به آهنگ حال و هوای خام و احساسی بخشید.

The path to the beach was lined with gravelly stones.

مسیر به سمت ساحل با سنگ‌های سنگی پوشیده شده بود.

The gravelly soil in the garden drained well during heavy rain.

خاک سنگی در باغ به خوبی زهکشی می‌شد در طول باران شدید.

He cleared his throat, his gravelly cough echoing in the empty room.

او گلویش را صاف کرد، صدای سرفه زنگ‌دارش در اتاق خالی طنین‌انداز شد.

The old man's gravelly laughter filled the room with warmth.

خنده‌های زنگ‌دار مرد پیر اتاق را با گرما پر کرد.

The gravelly texture of the road made cycling difficult.

بافت سنگی جاده دوچرخه‌سواری را دشوار می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید