gravely

[ایالات متحده]/'greivli/
[بریتانیا]/ˈɡrevlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور جدی، به طور رسمی، به شدت، به طور تاریک.

عبارات و ترکیب‌ها

gravely ill

بحرکت شدید

gravely concerned

به شدت نگران

gravely injured

به شدت مجروح

gravely serious

بسیار جدی

جملات نمونه

He spoke gravely of the situation.

او با جدیت در مورد وضعیت صحبت کرد.

Her mother was gravely ill.

مادرش به شدت بیمار بود.

She had the misfortune to become gravely ill.

او بدشانسی آورد و به شدت بیمار شد.

Joseph gravely heard them out but never offered advice.

جوزف با جدیت به حرف‌هایشان گوش داد اما هرگز نصیحتی نکرد.

We reprove and condemn it as gravely offensive to the dignity of this Apostolic See,to Our own person,to the Episcopacy,and to the clergy and all the Catholics of France.

ما آن را به شدت ناپسند و محکوم می‌کنیم که به شدت توهین‌آمیز است برای حفظ حرمت تداوم رسولی این مجمع مقدس، برای شخص خودمان، برای اسقف‌نشین‌ها و برای روحانیون و همه کاتولیک‌های فرانسه.

He tore the flower gravely from its pinhold smelt its almost no smell and placed it in his heart pocket.

او با جدیت گل را از جایگاهش کند، بوی آن را که تقریباً بوی نداشت، استشمام کرد و آن را در جیب قلبش گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید