| جمع | groomsmen |
best groomsman
بهترین مرد همراه داماد
groomsman duties
وظایف مرد همراه داماد
groomsman gift
هدیه مرد همراه داماد
groomsman suit
کت مرد همراه داماد
groomsman party
جشن مرد همراه داماد
groomsman speech
سخنرانی مرد همراه داماد
groomsman role
نقش مرد همراه داماد
groomsman attire
لباس مرد همراه داماد
groomsman responsibilities
مسئولیتهای مرد همراه داماد
groomsman proposal
پیشنهاد مرد همراه داماد
the groom chose his brother as the groomsman.
داماد برادرش را به عنوان ساقدوش انتخاب کرد.
as a groomsman, i have to wear a tuxedo.
من به عنوان ساقدوش، باید کت و شلواری بپوشم.
the groomsman gave a heartfelt speech at the reception.
ساقدوش در مهمانی سخنرانی دلنشینی ارائه داد.
being a groomsman comes with certain responsibilities.
ساقدوش بودن مسئولیتهای خاصی دارد.
the groomsman helped organize the bachelor party.
ساقدوش در سازماندهی شب خواستگاری کمک کرد.
each groomsman received a special gift from the couple.
هر ساقدوش هدیه ویژهای از طرف زوج دریافت کرد.
the groomsman stood beside the groom during the ceremony.
ساقدوش در طول مراسم در کنار داماد ایستاد.
he was honored to be selected as a groomsman.
او مفتخر بود که به عنوان ساقدوش انتخاب شده است.
the groomsman coordinated with the wedding planner.
ساقدوش با برنامهریز عروسی هماهنگ کرد.
all the groomsmen wore matching ties for the wedding.
همه ساقدوشها برای عروسی کراواتهای مشابهی پوشیدند.
best groomsman
بهترین مرد همراه داماد
groomsman duties
وظایف مرد همراه داماد
groomsman gift
هدیه مرد همراه داماد
groomsman suit
کت مرد همراه داماد
groomsman party
جشن مرد همراه داماد
groomsman speech
سخنرانی مرد همراه داماد
groomsman role
نقش مرد همراه داماد
groomsman attire
لباس مرد همراه داماد
groomsman responsibilities
مسئولیتهای مرد همراه داماد
groomsman proposal
پیشنهاد مرد همراه داماد
the groom chose his brother as the groomsman.
داماد برادرش را به عنوان ساقدوش انتخاب کرد.
as a groomsman, i have to wear a tuxedo.
من به عنوان ساقدوش، باید کت و شلواری بپوشم.
the groomsman gave a heartfelt speech at the reception.
ساقدوش در مهمانی سخنرانی دلنشینی ارائه داد.
being a groomsman comes with certain responsibilities.
ساقدوش بودن مسئولیتهای خاصی دارد.
the groomsman helped organize the bachelor party.
ساقدوش در سازماندهی شب خواستگاری کمک کرد.
each groomsman received a special gift from the couple.
هر ساقدوش هدیه ویژهای از طرف زوج دریافت کرد.
the groomsman stood beside the groom during the ceremony.
ساقدوش در طول مراسم در کنار داماد ایستاد.
he was honored to be selected as a groomsman.
او مفتخر بود که به عنوان ساقدوش انتخاب شده است.
the groomsman coordinated with the wedding planner.
ساقدوش با برنامهریز عروسی هماهنگ کرد.
all the groomsmen wore matching ties for the wedding.
همه ساقدوشها برای عروسی کراواتهای مشابهی پوشیدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید