groupings

[ایالات متحده]/ˈɡruːpɪŋz/
[بریتانیا]/ˈɡruːpɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل گروه‌بندی

عبارات و ترکیب‌ها

data groupings

گروه‌بندی داده‌ها

user groupings

گروه‌بندی کاربر

category groupings

گروه‌بندی دسته‌بندی

groupings analysis

تجزیه و تحلیل گروه‌بندی

groupings criteria

معیارهای گروه‌بندی

groupings method

روش گروه‌بندی

groupings strategy

استراتژی گروه‌بندی

groupings structure

ساختار گروه‌بندی

groupings types

انواع گروه‌بندی

groupings framework

چارچوب گروه‌بندی

جملات نمونه

different groupings of data can reveal trends.

گروه‌بندی‌های مختلف داده‌ها می‌توانند روندهای آشکار کنند.

the groupings of students were based on their skill levels.

گروه‌بندی دانش‌آموزان بر اساس سطح مهارت آنها بود.

we analyzed the groupings of the survey responses.

ما گروه‌بندی پاسخ‌های نظرسنجی را تجزیه و تحلیل کردیم.

groupings in the report highlighted key issues.

گروه‌بندی در گزارش مسائل کلیدی را برجسته کرد.

the groupings of the population showed significant diversity.

گروه‌بندی جمعیت نشان دهنده تنوع قابل توجهی بود.

groupings of colors can affect mood and perception.

گروه‌بندی رنگ‌ها می‌تواند بر خلق و خو و ادراک تأثیر بگذارد.

we need to adjust the groupings for better analysis.

ما باید گروه‌بندی‌ها را برای تجزیه و تحلیل بهتر تنظیم کنیم.

groupings of similar products help in marketing strategies.

گروه‌بندی محصولات مشابه به استراتژی‌های بازاریابی کمک می‌کند.

understanding groupings in social networks can enhance communication.

درک گروه‌بندی در شبکه‌های اجتماعی می‌تواند ارتباطات را بهبود بخشد.

the groupings of tasks improved overall efficiency.

گروه‌بندی وظایف باعث بهبود کلی کارایی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید