| شکل سوم شخص مفرد | grubstakes |
| جمع | grubstakes |
| صفت یا فعل حال استمراری | grubstaking |
| زمان گذشته | grubstaked |
| قسمت سوم فعل | grubstaked |
grubstake agreement
قرارداد مشارکت
grubstake deal
معامله مشارکت
grubstake money
پول مشارکت
grubstake fund
صندوق مشارکت
grubstake investor
سرمایهگذار مشارکت
grubstake project
پروژه مشارکت
grubstake offer
پیشنهاد مشارکت
grubstake rights
حقوق مشارکت
grubstake venture
ماجراجویی مشارکت
grubstake arrangement
چیدمان مشارکت
he provided a grubstake to the young entrepreneur.
او یک سرمایه اولیه به کارآفرین جوان داد.
many miners relied on grubstakes to fund their expeditions.
بسیاری از معدن کاران برای تامین بودجه سفرها خود به سرمایه اولیه متکی بودند.
she was grateful for the grubstake that helped her start the business.
او از سرمایه اولیه ای که به او کمک کرد کسب و کار خود را راه اندازی کند سپاسگزار بود.
the grubstake allowed him to pursue his dreams of becoming a writer.
سرمایه اولیه به او اجازه داد تا به دنبال رویای نویسنده شدن برود.
investors often seek a grubstake in promising startups.
سرمایه گذاران اغلب به دنبال سرمایه اولیه در استارت آپ های امیدوار کننده هستند.
finding a grubstake can be challenging for new adventurers.
پیدا کردن سرمایه اولیه می تواند برای ماجراجویان جدید چالش برانگیز باشد.
the grubstake agreement outlined the terms of investment.
قرارداد سرمایه اولیه شرایط سرمایه گذاری را مشخص کرد.
he lost his grubstake in a bad investment.
او سرمایه اولیه خود را در یک سرمایه گذاری بد از دست داد.
they pooled their resources to create a grubstake for the project.
آنها منابع خود را برای ایجاد سرمایه اولیه برای پروژه جمع آوری کردند.
after securing a grubstake, she felt more confident about her plans.
پس از تامین سرمایه اولیه، او در مورد برنامه های خود اعتماد بیشتری داشت.
grubstake agreement
قرارداد مشارکت
grubstake deal
معامله مشارکت
grubstake money
پول مشارکت
grubstake fund
صندوق مشارکت
grubstake investor
سرمایهگذار مشارکت
grubstake project
پروژه مشارکت
grubstake offer
پیشنهاد مشارکت
grubstake rights
حقوق مشارکت
grubstake venture
ماجراجویی مشارکت
grubstake arrangement
چیدمان مشارکت
he provided a grubstake to the young entrepreneur.
او یک سرمایه اولیه به کارآفرین جوان داد.
many miners relied on grubstakes to fund their expeditions.
بسیاری از معدن کاران برای تامین بودجه سفرها خود به سرمایه اولیه متکی بودند.
she was grateful for the grubstake that helped her start the business.
او از سرمایه اولیه ای که به او کمک کرد کسب و کار خود را راه اندازی کند سپاسگزار بود.
the grubstake allowed him to pursue his dreams of becoming a writer.
سرمایه اولیه به او اجازه داد تا به دنبال رویای نویسنده شدن برود.
investors often seek a grubstake in promising startups.
سرمایه گذاران اغلب به دنبال سرمایه اولیه در استارت آپ های امیدوار کننده هستند.
finding a grubstake can be challenging for new adventurers.
پیدا کردن سرمایه اولیه می تواند برای ماجراجویان جدید چالش برانگیز باشد.
the grubstake agreement outlined the terms of investment.
قرارداد سرمایه اولیه شرایط سرمایه گذاری را مشخص کرد.
he lost his grubstake in a bad investment.
او سرمایه اولیه خود را در یک سرمایه گذاری بد از دست داد.
they pooled their resources to create a grubstake for the project.
آنها منابع خود را برای ایجاد سرمایه اولیه برای پروژه جمع آوری کردند.
after securing a grubstake, she felt more confident about her plans.
پس از تامین سرمایه اولیه، او در مورد برنامه های خود اعتماد بیشتری داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید