gumminesses

[ایالات متحده]/ˈɡʌmɪnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈɡʌmɪnəsɪz/

ترجمه

n. چسبندگی یا چسبناک بودن

عبارات و ترکیب‌ها

sticky gumminesses

چسبندگی

various gumminesses

گومینسس های مختلف

natural gumminesses

گومینسس های طبیعی

soft gumminesses

گومینسس های نرم

thick gumminesses

گومینسس های ضخیم

rubbery gumminesses

گومینسس های لاستیکی

colorful gumminesses

گومینسس های رنگارنگ

edible gumminesses

گومینسس های خوراکی

artificial gumminesses

گومینسس های مصنوعی

hard gumminesses

گومینسس های سخت

جملات نمونه

her gumminesses made her stand out in the group.

ویژگی‌های چسبندگی او باعث شد در بین گروهگان برجسته شود.

he admired the gumminesses of the new material.

او به ویژگی‌های چسبندگی ماده جدید علاقه داشت.

the gumminesses of the glue were impressive.

ویژگی‌های چسبندگی چسب بسیار چشمگیر بود.

they discussed the gumminesses of various adhesives.

آنها در مورد ویژگی‌های چسبندگی انواع مختلف چسب‌ها بحث کردند.

understanding gumminesses is essential for this project.

درک ویژگی‌های چسبندگی برای این پروژه ضروری است.

her research focused on the gumminesses of natural substances.

تحقیقات او بر روی ویژگی‌های چسبندگی مواد طبیعی متمرکز بود.

the gumminesses of the product contributed to its success.

ویژگی‌های چسبندگی محصول به موفقیت آن کمک کرد.

they experimented with gumminesses in their lab.

آنها در آزمایشگاه خود با ویژگی‌های چسبندگی آزمایش کردند.

gumminesses can vary greatly between different brands.

ویژگی‌های چسبندگی می‌تواند به طور قابل توجهی بین برندهای مختلف متفاوت باشد.

she noted the gumminesses during her evaluation.

او در طول ارزیابی خود به ویژگی‌های چسبندگی توجه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید