gutlessness

[ایالات متحده]/ˈɡʌtləsnəs/
[بریتانیا]/ˈɡʌtləsnəs/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت بی‌شجاعت بودن؛ کمبود جرأت یا شجاعت
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

pure gutlessness

خیانت کامل

total gutlessness

خیانت کامل

sheer gutlessness

خیانت کامل

complete gutlessness

خیانت کامل

moment of gutlessness

لحظه‌ای از خیانت

gutlessness in the face of

خیانت در برابر

displaying gutlessness

نمایش خیانت

overcome gutlessness

پیروزی بر خیانت

gutlessness prevents

خیانت جلوگیری می‌کند

remarkable gutlessness

خیانت قابل توجه

جملات نمونه

the politician's gutlessness was evident when he refused to take a stand on the controversial bill.

خیانت‌گری سیاستمدار در زمانی که از اتخاذ موضع در مورد قانون متنازعه خودداری کرد، واضح بود.

her gutlessness in facing her critics disappointed many of her supporters.

خیانت‌گری او در مواجهه با منتقدانش باعث ناراحتی بسیاری از حامی‌هایش شد.

the team's gutlessness in the final minutes cost them the championship.

خیانت‌گری تیم در دقیقه‌های پایانی باعث از دست دادن عنوان قهرمانی شد.

his gutlessness surprised everyone who thought he was brave.

خیانت‌گری او به همه‌ی کسانی که فکر می‌کردند او شجاع است، شگفت‌انگیز بود.

the gutlessness of the response showed how afraid they were.

خیانت‌گری پاسخ نشان داد که چقدر آن‌ها می‌ترسیدند.

we cannot tolerate such gutlessness from our leaders during a crisis.

ما نمی‌توانیم چنین خیانت‌گری را از رهبرانمان در زمان بحران تحمل کنیم.

the senator's gutlessness in voting was widely criticized.

خیانت‌گری نماینده در رأی‌گیری به طور گسترده مورد انتقاد قرار گرفت.

her gutlessness prevented her from speaking the truth at the meeting.

خیانت‌گری او باعث شد که نتواند در جلسه‌ای حقیقت را بیان کند.

the military leader showed complete gutlessness when he abandoned his troops.

رهبر نظامی در زمانی که نیروهایش را ترک کرد، خیانت‌گری کاملی نشان داد.

critics accused the administration of moral gutlessness in handling the humanitarian crisis.

انتقادات به اداره از خیانت‌گری اخلاقی در مدیریت بحران انسانی متهم کردند.

the gutlessness displayed by the referee was unacceptable in professional sports.

خیانت‌گری که توسط داور نشان داده شد، در ورزش حرفه‌ای قابل قبول نبود.

personal gutlessness often stems from fear of failure.

خیانت‌گری شخصی اغلب از страх از شکست ناشی می‌شود.

the sheer gutlessness of the government during the emergency shocked the nation.

خیانت‌گری کاملاً حکومت در زمان اضطرار، کشور را شوکه کرد.

his gutlessness in asking her out meant he lost the opportunity forever.

خیانت‌گری او در اینکه از او خواست تا با او رفته باشد، به این معنی بود که فرصتی را برای همیشه از دست داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید