haemal

[ایالات متحده]/ˈhiːməl/
[بریتانیا]/ˈhiːməl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به خون یا عروق خونی

عبارات و ترکیب‌ها

haemal arch

تاج همال

haemal canal

کانال همال

haemal nodes

گره‌های همال

haemal tissue

بافت همال

haemal system

سیستم همال

haemal circulation

گردش خون همال

haemal plexus

شبکه همال

haemal sinuses

سینوس‌های همال

haemal vessels

رگ‌های همال

haemal origin

ریشه همال

جملات نمونه

the haemal arch supports the spinal cord.

قوس همال از نخاع پشتی حمایت می‌کند.

haemal tissue plays a crucial role in circulation.

بافت همال نقش حیاتی در گردش خون ایفا می‌کند.

in some species, the haemal canal is well developed.

در برخی گونه‌ها، کانال همال به خوبی توسعه یافته است.

the haemal system is essential for nutrient transport.

سیستم همال برای انتقال مواد مغذی ضروری است.

haemal structures vary among different vertebrates.

ساختارهای همال در میان مهره‌داران مختلف متفاوت است.

researchers study haemal patterns in evolutionary biology.

محققان الگوهای همال را در زیست‌شناسی تکاملی مطالعه می‌کنند.

haemal elements can be observed under a microscope.

عناصر همال را می‌توان با استفاده از میکروسکوپ مشاهده کرد.

the haemal groove is important for nerve development.

چکاد همال برای رشد اعصاب مهم است.

haemal adaptations help organisms survive in diverse environments.

سازگاری‌های همال به موجودات کمک می‌کند تا در محیط‌های متنوع زنده بمانند.

understanding haemal connections is vital in anatomy.

درک اتصالات همال در آناتومی حیاتی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید