hairdryer

[ایالات متحده]/ˈheədraɪə/
[بریتانیا]/'hɛrdraɪɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی که برای خشک کردن مو با دمیدن هوای گرم استفاده می‌شود
Word Forms

جملات نمونه

She used the hairdryer to dry her hair quickly.

او از سشوار برای خشک کردن سریع موهایش استفاده کرد.

I always bring a travel hairdryer when I go on vacation.

من همیشه هنگام رفتن به تعطیلات یک سشوار مسافرتی با خود می‌برم.

The hotel room was equipped with a hairdryer for guests to use.

اتاق هتل مجهز به سشواری برای استفاده مهمانان بود.

I need to buy a new hairdryer because my old one broke.

من باید یک سشوار جدید بخرم چون سشوار قدیمی‌ام خراب شد.

She forgot to pack her hairdryer for the trip.

او فراموش کرد سشوارش را برای سفر همراه خود ببرد.

The hairdryer has different heat settings for styling options.

سشوار دارای تنظیمات دمای مختلف برای گزینه‌های حالت‌دهی است.

He used the hairdryer to defrost the frozen pipes.

او از سشوار برای ذوب لوله‌های یخ‌زده استفاده کرد.

The hairdryer cord got tangled in the drawer.

سیم سشوار در کشو گره خورد.

She bought a compact hairdryer for her gym bag.

او یک سشوار جمع و جور برای کیف ورزشی خود خرید.

The hairdryer is essential for styling hair before an event.

سشوار برای حالت دادن به موها قبل از یک رویداد ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید