hairsplittings matter
جزئینگری مهم است
hairsplittings debate
بحث در مورد جزئیات
hairsplittings discussion
بحث و گفتگو در مورد جزئیات
hairsplittings analysis
تجزیه و تحلیل جزئیات
hairsplittings argument
استدلال در مورد جزئیات
hairsplittings focus
تمرکز بر جزئیات
hairsplittings issue
مسئله جزئیات
hairsplittings point
نقطه جزئیات
hairsplittings details
جزئیات
hairsplittings rules
قوانین جزئیات
his hairsplittings during the meeting frustrated everyone.
بحثهای طولانی و بینتیجه او در طول جلسه، همه را ناامید کرد.
we need to avoid hairsplittings and focus on the main issue.
ما باید از بحثهای طولانی و بینتیجه اجتناب کنیم و بر روی موضوع اصلی تمرکز کنیم.
her hairsplittings made the discussion unnecessarily complicated.
بحثهای طولانی و بینتیجه او باعث پیچیدهتر شدن بحث شد.
in legal matters, hairsplittings can lead to misunderstandings.
در مسائل حقوقی، بحثهای طولانی و بینتیجه میتواند منجر به سوء تفاهم شود.
let's not get caught up in hairsplittings and move forward.
ما را درگیر بحثهای طولانی و بینتیجه نکنیم و به جلو حرکت کنیم.
his tendency for hairsplittings often delayed decision-making.
تمایل او به بحثهای طولانی و بینتیجه اغلب باعث تاخیر در تصمیمگیری میشد.
hairsplittings can be counterproductive in team discussions.
بحثهای طولانی و بینتیجه میتواند در بحثهای گروهی غیرسازنده باشد.
she avoided hairsplittings to keep the conversation productive.
او از بحثهای طولانی و بینتیجه اجتناب کرد تا بحث سازنده باقی بماند.
hairsplittings can sometimes obscure the bigger picture.
بحثهای طولانی و بینتیجه گاهی اوقات میتواند تصویر بزرگتر را پنهان کند.
his hairsplittings were seen as a waste of time by the team.
بحثهای طولانی و بینتیجه او توسط تیم به عنوان اتلاف وقت تلقی میشد.
hairsplittings matter
جزئینگری مهم است
hairsplittings debate
بحث در مورد جزئیات
hairsplittings discussion
بحث و گفتگو در مورد جزئیات
hairsplittings analysis
تجزیه و تحلیل جزئیات
hairsplittings argument
استدلال در مورد جزئیات
hairsplittings focus
تمرکز بر جزئیات
hairsplittings issue
مسئله جزئیات
hairsplittings point
نقطه جزئیات
hairsplittings details
جزئیات
hairsplittings rules
قوانین جزئیات
his hairsplittings during the meeting frustrated everyone.
بحثهای طولانی و بینتیجه او در طول جلسه، همه را ناامید کرد.
we need to avoid hairsplittings and focus on the main issue.
ما باید از بحثهای طولانی و بینتیجه اجتناب کنیم و بر روی موضوع اصلی تمرکز کنیم.
her hairsplittings made the discussion unnecessarily complicated.
بحثهای طولانی و بینتیجه او باعث پیچیدهتر شدن بحث شد.
in legal matters, hairsplittings can lead to misunderstandings.
در مسائل حقوقی، بحثهای طولانی و بینتیجه میتواند منجر به سوء تفاهم شود.
let's not get caught up in hairsplittings and move forward.
ما را درگیر بحثهای طولانی و بینتیجه نکنیم و به جلو حرکت کنیم.
his tendency for hairsplittings often delayed decision-making.
تمایل او به بحثهای طولانی و بینتیجه اغلب باعث تاخیر در تصمیمگیری میشد.
hairsplittings can be counterproductive in team discussions.
بحثهای طولانی و بینتیجه میتواند در بحثهای گروهی غیرسازنده باشد.
she avoided hairsplittings to keep the conversation productive.
او از بحثهای طولانی و بینتیجه اجتناب کرد تا بحث سازنده باقی بماند.
hairsplittings can sometimes obscure the bigger picture.
بحثهای طولانی و بینتیجه گاهی اوقات میتواند تصویر بزرگتر را پنهان کند.
his hairsplittings were seen as a waste of time by the team.
بحثهای طولانی و بینتیجه او توسط تیم به عنوان اتلاف وقت تلقی میشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید