hallux

[ایالات متحده]/ˈhæl.ʌks/
[بریتانیا]/ˈhæl.ʌks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (در انسان‌ها) انگشت بزرگ پا؛ (در پرندگان) انگشت پشتی
Word Forms
جمعhalluxes

عبارات و ترکیب‌ها

hallux valgus

برآمدگی انگشت پا

hallux limitus

محدودیت انگشت شست پا

hallux rigidus

سفتی انگشت شست پا

hallux bunion

برآمدگی انگشت شست پا

hallux pain

درد انگشت شست پا

hallux surgery

جراحی انگشت شست پا

hallux assessment

ارزیابی انگشت شست پا

hallux deformity

تشوه انگشت شست پا

hallux examination

معاینه انگشت شست پا

hallux orthotic

کفی طبی انگشت شست پا

جملات نمونه

the hallux is the largest toe on the foot.

انگشت شست بزرگترین انگشت پا است.

injury to the hallux can affect walking.

آسیب به انگشت شست می‌تواند بر راه رفتن تأثیر بگذارد.

hallux valgus is a common foot deformity.

انگشت شست پا (Hallux Valgus) یک بدشکلی شایع پا است.

proper footwear can help protect the hallux.

کفش مناسب می‌تواند به محافظت از انگشت شست کمک کند.

the hallux plays a crucial role in balance.

انگشت شست نقش مهمی در حفظ تعادل دارد.

many athletes experience pain in the hallux.

بسیاری از ورزشکاران درد در انگشت شست تجربه می‌کنند.

hallux rigidus can limit toe movement.

سفتی انگشت شست می‌تواند حرکت انگشتان پا را محدود کند.

exercises can strengthen the hallux and improve flexibility.

ورزش‌ها می‌توانند انگشت شست را تقویت کرده و انعطاف‌پذیری را بهبود بخشند.

hallux pain may require medical attention.

درد انگشت شست ممکن است نیاز به مراقبت‌های پزشکی داشته باشد.

foot specialists often treat hallux conditions.

متخصصان پا اغلب شرایط انگشت شست را درمان می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید