handbill

[ایالات متحده]/'hæn(d)bɪl/
[بریتانیا]/'hændbɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ورق چاپ شده که اطلاعات یا تبلیغات را ارائه می‌دهد، معمولاً به صورت دستی توزیع می‌شود.
Word Forms
جمعhandbills

جملات نمونه

distributing handbills on the street.

توزیع تراکت‌ها در خیابان

The handbill was distributed to promote the new restaurant.

تراکت برای تبلیغ رستوران جدید توزیع شد.

She handed out handbills on the street corner to advertise the upcoming concert.

او تراکت‌ها را در گوشه خیابان توزیع کرد تا کنسرت آینده را تبلیغ کند.

The handbill contained information about the charity event.

تراکت حاوی اطلاعاتی در مورد رویداد خیریه بود.

The handbill was designed with colorful graphics to attract attention.

تراکت با طراحی گرافیکی رنگارنگ برای جلب توجه طراحی شده بود.

He found a handbill advertising a sale at the local bookstore.

او تراکتی پیدا کرد که حراج در کتابفروشی محلی را تبلیغ می‌کرد.

The handbill listed the schedule for the upcoming festival.

تراکت برنامه جشنواره آینده را فهرست کرده بود.

I received a handbill in the mail promoting a new gym in the area.

من تراکتی در پست دریافت کردم که یک باشگاه ورزشی جدید در منطقه را تبلیغ می‌کرد.

The handbill included a coupon for a discount on the next purchase.

تراکت حاوی یک کوپن برای تخفیف در خرید بعدی بود.

She designed the handbill with a catchy slogan to attract customers.

او تراکت را با شعاری جذاب برای جذب مشتریان طراحی کرد.

The handbill was posted on bulletin boards around the city to spread the message.

تراکت برای انتشار پیام در تابلوهای اعلانات در سراسر شهر نصب شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید