handcart

[ایالات متحده]/'hæn(d)kɑːt/
[بریتانیا]/'hændkɑrt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وسیله‌ای با دو چرخ و یک دسته، که برای جابجایی کالاها یا اشیاء به صورت دستی استفاده می‌شود.
Word Forms
جمعhandcarts

جملات نمونه

loading a handcart with boxes

بارگیری یک دستیار با جعبه ها

a handcart full of groceries

یک دستیار پر از مواد غذایی

wheeling a handcart through the market

چرخاندن یک دستیار در بازار

unloading goods from a handcart

تخلیه کالا از یک دستیار

a rusty old handcart

یک دستیار قدیمی و زنگ زده

using a handcart for transportation

استفاده از یک دستیار برای حمل و نقل

piling items onto a handcart

چیدن اقلام روی یک دستیار

a collapsible handcart for easy storage

یک دستیار تاشو برای ذخیره آسان

نمونه‌های واقعی

He's probably rushing home to get a handcart or something. Yeah!

او احتمالاً عجله می‌کند تا به خانه برود و یک دستیار یا چیز دیگری را بدست آورد. آره!

منبع: How I Met Your Mother: The Video Version (Season 5)

What you need do is walk your handcart along the aisles and take anything you need from the shelves to fill your cart.

کاری که باید انجام دهید این است که دستیار خود را در امتداد راهروها حرکت دهید و هر چیزی که نیاز دارید را از قفسه‌ها بردارید تا سبد خود را پر کنید.

منبع: Score-Boosting Tool · 20 Sample Essays for CET-6 Writing

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید