handlebar

[ایالات متحده]/'hænd(ə)lbɑː/
[بریتانیا]/'hændlbɑr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. میله‌ای که برای هدایت دوچرخه استفاده می‌شود، معمولاً در جلوی سوارکار قرار دارد و به شکل حرف "U" است.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

bike handlebar

دسته دوچرخه

adjustable handlebar

دسته دوچرخه قابل تنظیم

grip the handlebar

دسته فرمان را بگیرید

جملات نمونه

he was sporting a huge handlebar moustache.

او یک سبیل بلند و بزرگ داشت.

He gripped the handlebar tightly as he rode down the hill.

او در حالی که از تپه به پایین می‌رفت، فرمان را محکم در دست گرفت.

She adjusted the height of the handlebar to suit her comfort.

او ارتفاع فرمان را برای راحتی خود تنظیم کرد.

The handlebar of the bicycle was covered in mud from the off-road ride.

فرمان دوچرخه با گل از رانندگی خارج از جاده پوشیده شده بود.

He lost control of the bike when the handlebar suddenly turned.

وقتی فرمان ناگهان چرخید، او کنترل دوچرخه را از دست داد.

The vintage motorcycle had a stylish chrome handlebar.

موتور سیکلت قدیمی دارای یک فرمان کروم شیک بود.

She decorated her scooter with colorful tassels hanging from the handlebar.

او با گلدان‌های رنگارنگ آویزان از فرمان، اسکوتر خود را تزئین کرد.

The handlebar grips were worn out and needed to be replaced.

دسته فرمان کهنه شده بود و نیاز به تعویض داشت.

He steered the motorcycle using the handlebar to navigate through traffic.

او با استفاده از فرمان، موتور سیکلت را برای عبور از ترافیک هدایت کرد.

The child's bike had training wheels attached to the handlebar for stability.

دوچرخه کودک دارای چرخ‌های آموزشی متصل به فرمان برای ثبات بود.

She leaned forward and rested her elbows on the handlebar while waiting at the traffic light.

او به جلو خم شد و در حالی که در چراغ راهنمایی منتظر بود، آرنج‌های خود را روی فرمان گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید