haplorhini represents one of the two major suborders of primates, distinguished from strepsirrhines by specific anatomical features.
هابلورهینی یکی از دو زیرسفارش اصلی از نخستمرغان را نشان میدهد و با ویژگیهای آناتومیکی خاصی از استرپسیرهینیها متمایز میشود.
scientific classification places tarsiers within the haplorhini infraorder, despite their historical taxonomic ambiguity.
دستهبندی علمی تارسیها را در زیرسفارش هابلورهینی قرار میدهد، با اینکه این گونهها از نظر تکتونیکی تاریخی ابهام دارند.
the haplorhini lineage diverged from other primates approximately 55 million years ago during the early eocene epoch.
خط نسل هابلورهینی حدود ۵۵ میلیون سال پیش در دوره ائوسن زودبازی از سایر نخستمرغان جدا شد.
comparative studies of haplorhini anatomy reveal significant evolutionary adaptations in vision and brain development.
مطالعات مقایسهای آناتومی هابلورهینی تطبیقهای تکاملی مهم در دیدار و توسعه مغز را نشان میدهد.
molecular phylogenetic analyses have greatly refined our understanding of haplorhini evolutionary relationships.
تحلیلهای فیلوژنتیک مولکولی به درک ما از روابط تکاملی هابلورهینی به طور قابل توجهی افزوده است.
haplorhini species typically possess reduced olfactory structures and rely more heavily on visual cues.
گونههای هابلورهینی معمولاً ساختارهای بویایی کاهش یافته دارند و به نشانههای بصری بیشتر وابستهاند.
the term haplorhini derives from greek roots meaning simple nose, referring to their dry nasal structure.
عبارت هابلورهینی از ریشههای یونانی به معنای بینی ساده گرفته شده است، اشاره به ساختار بینی خشک آنها دارد.
taxonomically, haplorhini encompasses monkeys, apes, humans, and tarsiers, comprising over 300 living species.
از نظر تکسونومی، هابلورهینی شامل میمونها، میمونهای بزرگ، انسانها و تارسیها میشود و بیش از ۳۰۰ گونه زنده را شامل میشود.
fossil evidence suggests that early haplorhini developed enhanced visual capabilities as an adaptive advantage.
شواهد فسیلی نشان میدهد که هابلورهینیهای اولیه توانایی بصری افزایش یافته را به عنوان یک مزیت تطبیقی توسعه دادند.
haplorhini reproductive biology differs from strepsirrhines, generally featuring shorter gestation periods.
بیولوژی تولید مثل هابلورهینی از استرپسیرهینیها متفاوت است، معمولاً با دوره بارداری کوتاهتر.
research on haplorhini dna has revealed crucial information about primate evolutionary history.
پژوهشهایی در مورد دیانای هابلورهینی اطلاعات حیاتی درباره تاریخ تکامل نخستمرغان را آشکار کرده است.
the postorbital bar and postorbital closure characterize haplorhini cranial morphology.
شکستگی پس از چشم و بسته شدن پس از چشم مورفولوژی سر هابلورهینی را مشخص میکنند.
haplorhini represents one of the two major suborders of primates, distinguished from strepsirrhines by specific anatomical features.
هابلورهینی یکی از دو زیرسفارش اصلی از نخستمرغان را نشان میدهد و با ویژگیهای آناتومیکی خاصی از استرپسیرهینیها متمایز میشود.
scientific classification places tarsiers within the haplorhini infraorder, despite their historical taxonomic ambiguity.
دستهبندی علمی تارسیها را در زیرسفارش هابلورهینی قرار میدهد، با اینکه این گونهها از نظر تکتونیکی تاریخی ابهام دارند.
the haplorhini lineage diverged from other primates approximately 55 million years ago during the early eocene epoch.
خط نسل هابلورهینی حدود ۵۵ میلیون سال پیش در دوره ائوسن زودبازی از سایر نخستمرغان جدا شد.
comparative studies of haplorhini anatomy reveal significant evolutionary adaptations in vision and brain development.
مطالعات مقایسهای آناتومی هابلورهینی تطبیقهای تکاملی مهم در دیدار و توسعه مغز را نشان میدهد.
molecular phylogenetic analyses have greatly refined our understanding of haplorhini evolutionary relationships.
تحلیلهای فیلوژنتیک مولکولی به درک ما از روابط تکاملی هابلورهینی به طور قابل توجهی افزوده است.
haplorhini species typically possess reduced olfactory structures and rely more heavily on visual cues.
گونههای هابلورهینی معمولاً ساختارهای بویایی کاهش یافته دارند و به نشانههای بصری بیشتر وابستهاند.
the term haplorhini derives from greek roots meaning simple nose, referring to their dry nasal structure.
عبارت هابلورهینی از ریشههای یونانی به معنای بینی ساده گرفته شده است، اشاره به ساختار بینی خشک آنها دارد.
taxonomically, haplorhini encompasses monkeys, apes, humans, and tarsiers, comprising over 300 living species.
از نظر تکسونومی، هابلورهینی شامل میمونها، میمونهای بزرگ، انسانها و تارسیها میشود و بیش از ۳۰۰ گونه زنده را شامل میشود.
fossil evidence suggests that early haplorhini developed enhanced visual capabilities as an adaptive advantage.
شواهد فسیلی نشان میدهد که هابلورهینیهای اولیه توانایی بصری افزایش یافته را به عنوان یک مزیت تطبیقی توسعه دادند.
haplorhini reproductive biology differs from strepsirrhines, generally featuring shorter gestation periods.
بیولوژی تولید مثل هابلورهینی از استرپسیرهینیها متفاوت است، معمولاً با دوره بارداری کوتاهتر.
research on haplorhini dna has revealed crucial information about primate evolutionary history.
پژوهشهایی در مورد دیانای هابلورهینی اطلاعات حیاتی درباره تاریخ تکامل نخستمرغان را آشکار کرده است.
the postorbital bar and postorbital closure characterize haplorhini cranial morphology.
شکستگی پس از چشم و بسته شدن پس از چشم مورفولوژی سر هابلورهینی را مشخص میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید