hards

[ایالات متحده]/hɑːdz/
[بریتانیا]/hɑrdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کتان؛ زغال سنگ سخت؛ برش‌های مو

جملات نمونه

life often hards us to make tough decisions.

زندگی اغلب ما را به گرفتن تصمیمات سخت وادار می‌کند.

he hards his body through rigorous training.

او بدن خود را از طریق تمرینات سخت و طاقت‌فرسا تقویت می‌کند.

she hards herself to overcome her fears.

او خود را برای غلبه بر ترس‌هایش تقویت می‌کند.

they hards their minds to solve complex problems.

آنها ذهن خود را برای حل مسائل پیچیده تقویت می‌کنند.

he hards his skills to excel in his career.

او مهارت‌های خود را برای برتری در حرفه‌اش تقویت می‌کند.

she hards her emotions to stay strong.

او احساسات خود را برای قوی ماندن تقویت می‌کند.

he hards himself against the cold weather.

او خود را در برابر هوای سرد تقویت می‌کند.

they hards their efforts to achieve their goals.

آنها تلاش خود را برای دستیابی به اهدافشان تقویت می‌کنند.

she hards her focus during the exam.

او تمرکز خود را در طول امتحان تقویت می‌کند.

he hards his resolve to quit smoking.

او اراده خود را برای ترک سیگار تقویت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید