hardscaping

[ایالات متحده]/ˈhɑːdˌskeɪpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈhɑːrdˌskeɪpɪŋ/

ترجمه

n. استفاده یا طراحی از ویژگی‌های سخت و ساخته شده محیط‌های باز (مانند سنگ، بتن، گچ)

عبارات و ترکیب‌ها

hardscaping ideas

ایده‌های سخت‌کاری

hardscaping design

طراحی سخت‌کاری

hardscaping materials

مواد سخت‌کاری

hardscaping project

پروژه سخت‌کاری

hardscaping work

کار سخت‌کاری

hardscaping costs

هزینه‌های سخت‌کاری

hardscaping services

خدمات سخت‌کاری

hardscaping contractor

کارگر سخت‌کاری

جملات نمونه

we chose hardscaping materials that can handle freeze-thaw cycles and heavy foot traffic.

ما مواد سخت‌کاری را انتخاب کردیم که می‌توانند چرخه‌های یخ‌زدگی و گرم شدن را تحمل کنند و ترافیک پای پای بسیار زیادی را تحمل کنند.

the contractor specializes in hardscaping projects like patios, walkways, and retaining walls.

کارگر تخصص دارد در پروژه‌های سخت‌کاری مانند پیش‌خانه‌های پیاده‌روی، مسیرهای پیاده‌روی و دیوارهای نگهدارنده.

before planting anything, we finished the hardscaping installation and checked the drainage.

قبل از کاشت هر چیزی، نصب سخت‌کاری را تمام کردیم و جریان آب را بررسی کردیم.

our landscape designer balanced soft planting with hardscaping features for year-round structure.

طراح فضای سبز ما میانگین گیاهان نرم را با ویژگی‌های سخت‌کاری برای ساختار طول سال توازن داد.

regular maintenance keeps hardscaping surfaces free of moss, stains, and loose joints.

نگهداری منظم سطوح سخت‌کاری را از جلبک، لکه‌ها و مفاصل آزاد حفظ می‌کند.

we compared hardscaping costs by pricing pavers, gravel, and natural stone per square meter.

ما هزینه‌های سخت‌کاری را با قیمت‌گذاری تاکیف‌ها، سنگ‌های ریز و سنگ‌های طبیعی به ازای هر متر مربع مقایسه کردیم.

adding hardscaping to the front yard improved curb appeal and reduced muddy patches.

افزودن سخت‌کاری به چمن جلویی خانه جذابیت را افزایش داد و لکه‌های گچ‌زده را کاهش داد.

the team used proper base preparation so the hardscaping won’t shift after rainfall.

تیم از آماده‌سازی پایه مناسب استفاده کرد تا سخت‌کاری بعد از باران جابه‌جایی نکند.

we extended the hardscaping along the side path to create a clean, low-maintenance route.

ما سخت‌کاری را به طول مسیر جانبی گسترش دادیم تا یک مسیر تمیز و با حفظ کم‌نگهداری ایجاد کنیم.

her hardscaping design included a fire pit area with seating walls and a stone apron.

طراحی سخت‌کاری او شامل یک منطقه چراغ‌های آتش با دیوارهای نشیمن و یک لبه سنگی بود.

when budgeting, remember hardscaping labor often costs more than the materials.

وقتی بودجه‌ریزی می‌کنید، به یاد داشته باشید که هزینه نیروی کار سخت‌کاری معمولاً بیشتر از مواد است.

good lighting highlights hardscaping details and makes the patio safer at night.

نورپردازی خوب جزییات سخت‌کاری را تاکید می‌کند و پیش‌خانه را در شب امن‌تر می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید