safe havens
پناهگاههای امن
tax havens
پناهگاههای مالیاتی
refuge havens
پناهگاههای پناهندگی
financial havens
پناهگاههای مالی
quiet havens
پناهگاههای آرام
hidden havens
پناهگاههای پنهان
peaceful havens
پناهگاههای صلحآمیز
secure havens
پناهگاههای امن
coastal havens
پناهگاههای ساحلی
urban havens
پناهگاههای شهری
many people seek havens from the chaos of city life.
بسیاری از مردم به دنبال پناهگاههایی از هرج و مرج زندگی شهری هستند.
coastal towns often serve as havens for migrating birds.
شهرهای ساحلی اغلب به عنوان پناهگاه برای پرندگان مهاجر عمل میکنند.
during the storm, the lighthouse became a haven for lost sailors.
طی طوفان، فانوس دریایی به پناهگاهی برای ملوانان گمشده تبدیل شد.
she found havens in books when life became overwhelming.
وقتی زندگی طاقتفرسا میشد، او در کتابها پناهگاهی یافت.
the garden was a haven of peace in the bustling neighborhood.
باغ، پناهگاهی آرامش در محله شلوغ بود.
many artists consider nature as their haven for creativity.
بسیاری از هنرمندان طبیعت را به عنوان پناهگاه خلاقیت خود در نظر میگیرند.
refugees often seek havens in foreign countries.
پناهندگان اغلب به دنبال پناهگاه در کشورهای خارجی هستند.
his home became a haven for friends during tough times.
خانه او در زمانهای سخت به پناهگاهی برای دوستان تبدیل شد.
mountain retreats are havens for those wanting to escape the heat.
محلهای استراحت کوهستانی پناهگاهی برای کسانی هستند که میخواهند از گرما فرار کنند.
these islands are known as havens for rare wildlife.
این جزایر به عنوان پناهگاهی برای حیات وحش کمیاب شناخته میشوند.
safe havens
پناهگاههای امن
tax havens
پناهگاههای مالیاتی
refuge havens
پناهگاههای پناهندگی
financial havens
پناهگاههای مالی
quiet havens
پناهگاههای آرام
hidden havens
پناهگاههای پنهان
peaceful havens
پناهگاههای صلحآمیز
secure havens
پناهگاههای امن
coastal havens
پناهگاههای ساحلی
urban havens
پناهگاههای شهری
many people seek havens from the chaos of city life.
بسیاری از مردم به دنبال پناهگاههایی از هرج و مرج زندگی شهری هستند.
coastal towns often serve as havens for migrating birds.
شهرهای ساحلی اغلب به عنوان پناهگاه برای پرندگان مهاجر عمل میکنند.
during the storm, the lighthouse became a haven for lost sailors.
طی طوفان، فانوس دریایی به پناهگاهی برای ملوانان گمشده تبدیل شد.
she found havens in books when life became overwhelming.
وقتی زندگی طاقتفرسا میشد، او در کتابها پناهگاهی یافت.
the garden was a haven of peace in the bustling neighborhood.
باغ، پناهگاهی آرامش در محله شلوغ بود.
many artists consider nature as their haven for creativity.
بسیاری از هنرمندان طبیعت را به عنوان پناهگاه خلاقیت خود در نظر میگیرند.
refugees often seek havens in foreign countries.
پناهندگان اغلب به دنبال پناهگاه در کشورهای خارجی هستند.
his home became a haven for friends during tough times.
خانه او در زمانهای سخت به پناهگاهی برای دوستان تبدیل شد.
mountain retreats are havens for those wanting to escape the heat.
محلهای استراحت کوهستانی پناهگاهی برای کسانی هستند که میخواهند از گرما فرار کنند.
these islands are known as havens for rare wildlife.
این جزایر به عنوان پناهگاهی برای حیات وحش کمیاب شناخته میشوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید