headlamps

[ایالات متحده]/ˈhɛd.læmps/
[بریتانیا]/ˈhɛd.læmps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نور کوچک که بر روی سر قرار می‌گیرد و معمولاً توسط معدنچیان استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

bright headlamps

چراغ‌های جلو روشن

led headlamps

چراغ‌های جلو LED

rechargeable headlamps

چراغ‌های جلوی قابل شارژ مجدد

lightweight headlamps

چراغ‌های جلوی سبک وزن

waterproof headlamps

چراغ‌های جلوی ضد آب

adjustable headlamps

چراغ‌های جلوی قابل تنظیم

powerful headlamps

چراغ‌های جلوی قدرتمند

compact headlamps

چراغ‌های جلوی جمع و جور

durable headlamps

چراغ‌های جلوی بادوام

brightest headlamps

روشن‌ترین چراغ‌های جلو

جملات نمونه

we used headlamps to navigate the dark cave.

ما از چراغ قوه به منظور پیمایش در غار تاریک استفاده کردیم.

headlamps are essential for night hiking.

چراغ قوه برای پیاده‌روی شبانه ضروری است.

make sure your headlamps are fully charged before the trip.

مطمئن شوید که چراغ قوه شما قبل از سفر کاملاً شارژ شده است.

he adjusted his headlamp to get a better view of the trail.

او چراغ قوه خود را تنظیم کرد تا دید بهتری از مسیر داشته باشد.

headlamps provide hands-free lighting for various activities.

چراغ قوه روشنایی بدون استفاده از دست را برای فعالیت‌های مختلف فراهم می‌کند.

she bought a new headlamp for her camping trip.

او یک چراغ قوه جدید برای سفر کمپینگ خود خرید.

always carry extra batteries for your headlamps.

همیشه باتری‌های اضافی برای چراغ قوه خود همراه داشته باشید.

headlamps are more convenient than handheld flashlights.

چراغ قوه از چراغ قوه های دستی راحت تر است.

using headlamps, we explored the forest at night.

با استفاده از چراغ قوه، ما جنگل را در شب کاوش کردیم.

he prefers headlamps because they keep his hands free.

او ترجیح می دهد از چراغ قوه استفاده کند زیرا دست هایش را آزاد نگه می دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید