hectoliter

[ایالات متحده]/ˈhɛktəˌliːtə/
[بریتانیا]/ˈhɛktəˌlitər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.(واحد حجم) یک واحد متریک برابر با 100 لیتر
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

hectoliter measurement

سنجش هکتولیتر

hectoliter capacity

ظرفیت هکتولیتر

hectoliter scale

مقیاس هکتولیتر

hectoliter tank

مخزن هکتولیتر

hectoliter unit

واحد هکتولیتر

hectoliter production

تولید هکتولیتر

hectoliter usage

مصرف هکتولیتر

hectoliter price

قیمت هکتولیتر

hectoliter conversion

تبدیل هکتولیتر

hectoliter volume

حجم هکتولیتر

جملات نمونه

the brewery produced over a hundred hectoliters of beer last month.

کارخانه در ماه گذشته بیش از صد هکتولیتر آبجو تولید کرد.

we need to measure the water in hectoliters for the recipe.

ما باید میزان آب را به هکتولیتر برای دستور غذا اندازه گیری کنیم.

the shipment included 50 hectoliters of wine.

بارگیری شامل 50 هکتولیتر شراب بود.

he ordered three hectoliters of cider for the event.

او برای این رویداد سه هکتولیتر سیب درید سفارش داد.

each barrel holds approximately 20 hectoliters.

هر بشکه تقریباً 20 هکتولیتر ظرفیت دارد.

the factory has a capacity of 200 hectoliters per day.

ظرفیت کارخانه 200 هکتولیتر در روز است.

they calculated the total volume in hectoliters for the report.

آنها حجم کل را به هکتولیتر برای گزارش محاسبه کردند.

he enjoys brewing and often produces 10 hectoliters at a time.

او از دمای آبجو لذت می برد و اغلب 10 هکتولیتر را به طور همزمان تولید می کند.

the vineyard yielded 150 hectoliters of grapes this season.

باغ تاک امسال 150 هکتولیتر انگور تولید کرد.

they are planning to increase production to 500 hectoliters next year.

آنها قصد دارند تولید را تا 500 هکتولیتر سال آینده افزایش دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید