helios

[ایالات متحده]/ˈhiːliəs/
[بریتانیا]/ˈhiːliəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خدای خورشید؛ هلیوس (خدای خورشید)

عبارات و ترکیب‌ها

helios energy

ا انرژی خلیوس

helios project

پروژه خلیوس

helios system

سیستم خلیوس

helios technology

فناوری خلیوس

helios platform

پلتفرم خلیوس

helios mission

ماموریت خلیوس

helios satellite

ماهواره خلیوس

helios research

تحقیقات خلیوس

helios model

مدل خلیوس

helios initiative

ابتکار خلیوس

جملات نمونه

helios is often associated with the sun in ancient mythology.

هلیوس اغلب با خورشید در اساطیر باستانی مرتبط است.

the helios spacecraft was designed to study solar phenomena.

کاوشگر فضایی هلیوس برای مطالعه پدیده‌های خورشیدی طراحی شده بود.

in greek mythology, helios drives his chariot across the sky.

در اساطیر یونانی، هلیوس با ارابه خود در سراسر آسمان رانندگی می‌کند.

many cultures worshipped helios as a deity of light.

فرهنگ‌های بسیاری هلیوس را به عنوان ایزد روشنایی عبادت می‌کردند.

helios is depicted with a radiant crown in ancient art.

هلیوس با یک تاج درخشان در هنر باستانی به تصویر کشیده شده است.

the term 'heliocentric' refers to a sun-centered solar system.

جمله 'heliocentric' به یک سیستم خورشیدی خورشید محور اشاره دارد.

helios symbolizes warmth and life in many literary works.

هلیوس گرما و زندگی را در بسیاری از آثار ادبی نشان می‌دهد.

scientists study helios to understand solar energy better.

دانشمندان هلیوس را برای درک بهتر انرژی خورشیدی مطالعه می‌کنند.

helios represents the power of the sun in various cultures.

هلیوس نشان دهنده قدرت خورشید در فرهنگ‌های مختلف است.

children learn about helios in their mythology classes.

کودکان در کلاس‌های اساطیر خود در مورد هلیوس یاد می‌گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید