helmet

[ایالات متحده]/ˈhelmɪt/
[بریتانیا]/ˈhelmɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک کلاه ایمنی سخت که برای محافظت از سر طراحی شده است.
Word Forms
جمعhelmets

عبارات و ترکیب‌ها

wearing a helmet

پوشیدن کلاه ایمنی

safety helmet

کلاه ایمنی

motorcycle helmet

کلاه ایمنی موتورسیکلت

welding helmet

کلاه جوشکاری

crash helmet

کلاه ایمنی

steel helmet

کلاه فولادی

نمونه‌های واقعی

We put on helmets for precaution.

ما برای احتیاط کلاه ایمنی به سر کردیم.

منبع: CNN 10 Student English November 2019 Collection

210 and you throw in the Iron Man helmet.

210 و شما کلاه ایمنی Iron Man را داخل آن می اندازید.

منبع: The Big Bang Theory Season 5

He turned and smacked the top of Hiro's helmet.

او برگشت و به بالای کلاه Hiro ضربه زد.

منبع: Big Hero 6 (audiobook)

Can you guys get me my helmet, please?

می‌توانید کلاه من را برایم بیاورید، لطفاً؟

منبع: CNN 10 Student English of the Month

Let me just straighten out your helmet there.

فقط اجازه دهید آنجا کلاه شما را مرتب کنم.

منبع: Friends Season 7

She gave Zach good reasons for wearing a helmet.

او دلایل خوبی به زچ برای پوشیدن کلاه ایمنی داد.

منبع: Airborne English: Everyone speaks English.

Always wear a helmet when you ride a motorcycle.

همیشه هنگام راندن موتورسیکلت از کلاه ایمنی استفاده کنید.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

You have an extra helmet on that bike, right?

شما یک کلاه ایمنی اضافی روی آن موتور سیکلت دارید، درسته؟

منبع: Lost Girl Season 2

I've designed this helmet to absorb the radiation.

من این کلاه ایمنی را برای جذب تشعشع طراحی کرده ام.

منبع: Super Girl Season 2 S02

People laugh at me when I wear my helmet.

وقتی کلاه ایمنی ام را می پوشم مردم به من می خندند.

منبع: Mary and Max Original Soundtrack

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید