hemorrhoids

[ایالات متحده]/ˈhɛm.ə.rɔɪdz/
[بریتانیا]/ˈhɛm.ə.rɔɪdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک وضعیت پزشکی که با وریدهای متورم و ملتهب در راست روده و مقعد مشخص می‌شود و باعث ناراحتی و خونریزی می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

hemorrhoids treatment

درمان بواسیر

hemorrhoids symptoms

علائم بواسیر

hemorrhoids pain

درد بواسیر

hemorrhoids relief

تسکین بواسیر

hemorrhoids surgery

جراحی بواسیر

hemorrhoids cream

کرم بواسیر

hemorrhoids bleeding

خونریزی بواسیر

hemorrhoids diet

رژیم غذایی بواسیر

hemorrhoids causes

علت بواسیر

hemorrhoids prevention

جلوگیری از بواسیر

جملات نمونه

many people suffer from hemorrhoids at some point in their lives.

بسیاری از افراد در طول زندگی خود دچار بواسیر می‌شوند.

hemorrhoids can cause significant discomfort and pain.

هموروئیدها می‌توانند باعث ناراحتی و درد قابل توجهی شوند.

there are various treatments available for hemorrhoids.

درمان‌های مختلفی برای بواسیر وجود دارد.

dietary changes can help prevent hemorrhoids.

تغییرات رژیمی می‌تواند به پیشگیری از بواسیر کمک کند.

hemorrhoids may require surgical intervention in severe cases.

در موارد شدید، ممکن است برای هموروئیدها نیاز به مداخله جراحی باشد.

over-the-counter creams can provide relief from hemorrhoids.

کرم‌های بدون نسخه می‌توانند به تسکین هموروئیدها کمک کنند.

it is important to stay hydrated to avoid hemorrhoids.

برای جلوگیری از هموروئیدها، حفظ آب بدن بسیار مهم است.

pregnant women are at a higher risk of developing hemorrhoids.

زنان باردار بیشتر در معرض خطر ابتلا به هموروئید هستند.

hemorrhoids can be a sensitive topic for many individuals.

هموروئیدها می‌توانند موضوعی حساس برای بسیاری از افراد باشند.

regular exercise can help reduce the risk of hemorrhoids.

ورزش منظم می‌تواند به کاهش خطر ابتلا به هموروئیدها کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید