partial hepatectomy
هپاتکتومی جزئی
total hepatectomy
هپاتکتومی کامل
liver hepatectomy
هپاتکتومی کبد
open hepatectomy
هپاتکتومی باز
laparoscopic hepatectomy
هپاتکتومی لاپاروسکوپی
major hepatectomy
هپاتکتومی بزرگ
minor hepatectomy
هپاتکتومی کوچک
extended hepatectomy
هپاتکتومی گسترده
radical hepatectomy
هپاتکتومی رادیکال
hemihepatectomy
نیمه هپاتکتومی
the patient underwent a hepatectomy to remove the tumor.
بیمار تحت عمل جراحی برداشتن کبد (هپاتکتومی) برای برداشتن تومور قرار گرفت.
hepatectomy can be a life-saving procedure for liver cancer.
هپاتکتومی میتواند یک روش نجاتبخش برای سرطان کبد باشد.
after the hepatectomy, the recovery process was closely monitored.
پس از هپاتکتومی، روند بهبودی به دقت مورد نظارت قرار گرفت.
surgeons often perform a partial hepatectomy for liver lesions.
جراحان اغلب هپاتکتومی جزئی برای ضایعات کبدی انجام میدهند.
complications can arise after a hepatectomy, requiring additional care.
پس از هپاتکتومی، عوارض میتوانند بروز کنند و نیاز به مراقبتهای بیشتر باشد.
the decision to proceed with hepatectomy depends on the patient's condition.
تصمیم برای انجام هپاتکتومی به وضعیت بیمار بستگی دارد.
hepatectomy is often indicated for patients with cirrhosis and tumors.
هپاتکتومی اغلب برای بیمارانی با سیروز و تومورها نشان داده میشود.
preoperative assessments are crucial before a hepatectomy.
ارزیابیهای قبل از عمل قبل از هپاتکتومی بسیار مهم هستند.
patients should discuss the risks of hepatectomy with their doctors.
باید خطرات هپاتکتومی را با پزشکان خود در میان بگذارند.
post-hepatectomy liver function tests are essential for monitoring.
تستهای عملکرد کبد پس از هپاتکتومی برای نظارت ضروری هستند.
partial hepatectomy
هپاتکتومی جزئی
total hepatectomy
هپاتکتومی کامل
liver hepatectomy
هپاتکتومی کبد
open hepatectomy
هپاتکتومی باز
laparoscopic hepatectomy
هپاتکتومی لاپاروسکوپی
major hepatectomy
هپاتکتومی بزرگ
minor hepatectomy
هپاتکتومی کوچک
extended hepatectomy
هپاتکتومی گسترده
radical hepatectomy
هپاتکتومی رادیکال
hemihepatectomy
نیمه هپاتکتومی
the patient underwent a hepatectomy to remove the tumor.
بیمار تحت عمل جراحی برداشتن کبد (هپاتکتومی) برای برداشتن تومور قرار گرفت.
hepatectomy can be a life-saving procedure for liver cancer.
هپاتکتومی میتواند یک روش نجاتبخش برای سرطان کبد باشد.
after the hepatectomy, the recovery process was closely monitored.
پس از هپاتکتومی، روند بهبودی به دقت مورد نظارت قرار گرفت.
surgeons often perform a partial hepatectomy for liver lesions.
جراحان اغلب هپاتکتومی جزئی برای ضایعات کبدی انجام میدهند.
complications can arise after a hepatectomy, requiring additional care.
پس از هپاتکتومی، عوارض میتوانند بروز کنند و نیاز به مراقبتهای بیشتر باشد.
the decision to proceed with hepatectomy depends on the patient's condition.
تصمیم برای انجام هپاتکتومی به وضعیت بیمار بستگی دارد.
hepatectomy is often indicated for patients with cirrhosis and tumors.
هپاتکتومی اغلب برای بیمارانی با سیروز و تومورها نشان داده میشود.
preoperative assessments are crucial before a hepatectomy.
ارزیابیهای قبل از عمل قبل از هپاتکتومی بسیار مهم هستند.
patients should discuss the risks of hepatectomy with their doctors.
باید خطرات هپاتکتومی را با پزشکان خود در میان بگذارند.
post-hepatectomy liver function tests are essential for monitoring.
تستهای عملکرد کبد پس از هپاتکتومی برای نظارت ضروری هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید