hepatobiliary

[ایالات متحده]/ˌhɛp.ə.təʊˈbɪl.i.əri/
[بریتانیا]/ˌhɛp.ə.təˈbɪl.i.ɛr.i/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به کبد و مجاری صفراوی

عبارات و ترکیب‌ها

hepatobiliary system

سیستم صفراوی

hepatobiliary disease

بیماری صفراوی

hepatobiliary surgery

جراحی صفراوی

hepatobiliary imaging

تصویربرداری صفراوی

hepatobiliary function

عملکرد صفراوی

hepatobiliary tract

مسیر صفراوی

hepatobiliary disorders

اختلالات صفراوی

hepatobiliary pathology

پاتولوژی صفراوی

hepatobiliary consultation

مشاوره صفراوی

hepatobiliary assessment

ارزیابی صفراوی

جملات نمونه

the hepatobiliary system plays a crucial role in digestion.

سیستم کبدی صفراوی نقش حیاتی در هضم ایفا می‌کند.

doctors often conduct hepatobiliary scans to diagnose issues.

پزشکان اغلب اسکن‌های کبدی صفراوی انجام می‌دهند تا مشکلات را تشخیص دهند.

hepatobiliary diseases can lead to serious health complications.

بیماری‌های کبدی صفراوی می‌توانند منجر به عوارض جدی سلامتی شوند.

she specializes in hepatobiliary surgery.

او در جراحی کبدی صفراوی تخصص دارد.

hepatobiliary imaging techniques are essential for accurate diagnosis.

تکنیک‌های تصویربرداری کبدی صفراوی برای تشخیص دقیق ضروری هستند.

understanding hepatobiliary function is important for medical professionals.

درک عملکرد کبدی صفراوی برای متخصصان پزشکی مهم است.

she attended a seminar on hepatobiliary health.

او در یک سمینار در مورد سلامت کبدی صفراوی شرکت کرد.

hepatobiliary disorders can affect overall well-being.

اختلالات کبدی صفراوی می‌توانند بر سلامت کلی تأثیر بگذارند.

research in hepatobiliary pharmacology is advancing rapidly.

تحقیقات در زمینه داروشناسی کبدی صفراوی به سرعت در حال پیشرفت است.

he is conducting a study on hepatobiliary function in patients.

او در حال انجام مطالعه‌ای در مورد عملکرد کبدی صفراوی در بیماران است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید