hepatocellular carcinoma
کارسینومای هپاتوسلولار
hepatocellular damage
آسیب سلولار کبدی
hepatocellular function
عملکرد سلولار کبدی
hepatocellular injury
آسیب کبدی
hepatocellular proliferation
تکثیر سلولار کبدی
hepatocellular apoptosis
آپوپتوز سلولار کبدی
hepatocellular regeneration
بازسازی سلولار کبدی
hepatocellular fibrosis
فیبروز سلولار کبدی
hepatocellular carcinoma therapy
درمان کارسینومای کبدی
hepatocellular markers
نشانگرهای سلولار کبدی
the study focused on hepatocellular carcinoma in patients.
مطالعه بر روی سرطان خوش خیم کبدی در بیماران متمرکز بود.
hepatocellular function is crucial for overall health.
عملکرد سلولهای کبدی برای سلامت کلی بسیار مهم است.
he noticed hepatocellular damage in the liver biopsy.
او آسیب به سلولهای کبدی را در نمونه کبد مشاهده کرد.
researchers are investigating hepatocellular regeneration.
محققان در حال بررسی بازسازی سلولهای کبدی هستند.
hepatocellular metabolism plays a key role in detoxification.
متابولیسم سلولهای کبدی نقش کلیدی در سم زدایی دارد.
chronic hepatitis can lead to hepatocellular injury.
هپاتیت مزمن میتواند منجر به آسیب سلولهای کبدی شود.
he was diagnosed with hepatocellular adenoma.
تشخیص او آدنوم کبدی بود.
hepatocellular carcinoma is often asymptomatic in early stages.
سرطان خوش خیم کبدی اغلب در مراحل اولیه بدون علامت است.
the treatment options for hepatocellular tumors are evolving.
گزینههای درمانی برای تومورهای سلولهای کبدی در حال تکامل هستند.
he studied the effects of drugs on hepatocellular health.
او اثرات داروها بر سلامت سلولهای کبدی را مطالعه کرد.
hepatocellular carcinoma
کارسینومای هپاتوسلولار
hepatocellular damage
آسیب سلولار کبدی
hepatocellular function
عملکرد سلولار کبدی
hepatocellular injury
آسیب کبدی
hepatocellular proliferation
تکثیر سلولار کبدی
hepatocellular apoptosis
آپوپتوز سلولار کبدی
hepatocellular regeneration
بازسازی سلولار کبدی
hepatocellular fibrosis
فیبروز سلولار کبدی
hepatocellular carcinoma therapy
درمان کارسینومای کبدی
hepatocellular markers
نشانگرهای سلولار کبدی
the study focused on hepatocellular carcinoma in patients.
مطالعه بر روی سرطان خوش خیم کبدی در بیماران متمرکز بود.
hepatocellular function is crucial for overall health.
عملکرد سلولهای کبدی برای سلامت کلی بسیار مهم است.
he noticed hepatocellular damage in the liver biopsy.
او آسیب به سلولهای کبدی را در نمونه کبد مشاهده کرد.
researchers are investigating hepatocellular regeneration.
محققان در حال بررسی بازسازی سلولهای کبدی هستند.
hepatocellular metabolism plays a key role in detoxification.
متابولیسم سلولهای کبدی نقش کلیدی در سم زدایی دارد.
chronic hepatitis can lead to hepatocellular injury.
هپاتیت مزمن میتواند منجر به آسیب سلولهای کبدی شود.
he was diagnosed with hepatocellular adenoma.
تشخیص او آدنوم کبدی بود.
hepatocellular carcinoma is often asymptomatic in early stages.
سرطان خوش خیم کبدی اغلب در مراحل اولیه بدون علامت است.
the treatment options for hepatocellular tumors are evolving.
گزینههای درمانی برای تومورهای سلولهای کبدی در حال تکامل هستند.
he studied the effects of drugs on hepatocellular health.
او اثرات داروها بر سلامت سلولهای کبدی را مطالعه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید