hepatopathy

[ایالات متحده]/ˌhɛpəˈtɒpəθi/
[بریتانیا]/ˌhɛpəˈtɑːpəθi/

ترجمه

n. بیماری کبد

عبارات و ترکیب‌ها

chronic hepatopathy

بیماری مزمن کبد

acute hepatopathy

بیماری حاد کبد

toxic hepatopathy

سمی بودن کبد

alcoholic hepatopathy

الکلی بودن کبد

viral hepatopathy

ویروسی بودن کبد

metabolic hepatopathy

متابولیک بودن کبد

drug-induced hepatopathy

دارو-القای کبد

non-alcoholic hepatopathy

غیرالکلی بودن کبد

chronic active hepatopathy

بیماری مزمن فعال کبد

fibrotic hepatopathy

فیبروتیک بودن کبد

جملات نمونه

hepatopathy can lead to serious health complications.

بیماری کبدی می‌تواند منجر به عوارض جدی بر سلامتی شود.

early diagnosis of hepatopathy is crucial for effective treatment.

تشخیص زودهنگام بیماری کبدی برای درمان موثر بسیار مهم است.

patients with hepatopathy often require regular monitoring.

بیماران مبتلا به بیماری کبدی اغلب به نظارت منظم نیاز دارند.

dietary changes can help manage hepatopathy symptoms.

تغییرات رژیمی می‌تواند به مدیریت علائم بیماری کبدی کمک کند.

chronic hepatopathy may result in liver cirrhosis.

بیماری کبدی مزمن ممکن است منجر به سیروز کبدی شود.

hepatopathy is often associated with alcohol consumption.

بیماری کبدی اغلب با مصرف الکل مرتبط است.

genetic factors can contribute to the development of hepatopathy.

عوامل ژنتیکی می‌توانند در ایجاد بیماری کبدی نقش داشته باشند.

medications may be prescribed to treat hepatopathy.

داروها ممکن است برای درمان بیماری کبدی تجویز شوند.

hepatopathy can be diagnosed through blood tests and imaging.

بیماری کبدی را می‌توان از طریق آزمایش خون و تصویربرداری تشخیص داد.

understanding hepatopathy is essential for healthcare professionals.

درک بیماری کبدی برای متخصصان مراقبت‌های بهداشتی ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید