herbivore

[ایالات متحده]/'hə:bivɔ:/
[بریتانیا]/ˈhə..bəˌvɔr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جانور گیاه‌خوار
Word Forms
جمعherbivores
شکل سوم شخص مفردherbivores

جملات نمونه

3. huge quadrupedal herbivore with long neck and tail;

3. حیوان گیاه‌خواری بزرگ با چهار پا، گردن و دم بلند;

The herbivore grazed on the grassy field.

چمن‌خوار در مزرعه چمن‌زار چرا می‌کرد.

Many herbivores rely on plants for their main source of nutrition.

بسیاری از گیاه‌خواران برای منبع اصلی تغذیه خود به گیاهان متکی هستند.

A deer is a typical example of a herbivore.

یک گوزن نمونه‌ای معمول از یک گیاه‌خوار است.

Herbivores play a crucial role in maintaining the balance of ecosystems.

گیاه‌خواران نقش مهمی در حفظ تعادل اکوسیستم‌ها ایفا می‌کنند.

Some herbivores have adaptations like long necks to reach high leaves.

برخی از گیاه‌خواران دارای سازگارهایی مانند گردن‌های بلند برای رسیدن به برگ‌های بلند هستند.

Herbivores can be found in various habitats around the world.

گیاه‌خواران را می‌توان در زیستگاه‌های مختلف در سراسر جهان یافت.

The herbivore population has been affected by habitat loss.

جمعیت گیاه‌خواران تحت تأثیر از دست دادن زیستگاه قرار گرفته است.

Some herbivores have multiple stomach chambers to aid in digestion.

برخی از گیاه‌خواران دارای چندین حجره معده برای کمک به هضم غذا هستند.

Herbivores are an important part of the food chain in many ecosystems.

گیاه‌خواران بخش مهمی از زنجیره غذایی در بسیاری از اکوسیستم‌ها هستند.

Certain herbivores have specialized teeth for grinding plant material.

برخی از گیاه‌خواران دندان‌های تخصصی برای آسیاب کردن مواد گیاهی دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید