hesitations

[ایالات متحده]/ˌhɛzɪˈteɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌhɛzɪˈteɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل تردید کردن؛ یک وقفه یا تأخیر؛ عدم اطمینان یا عدم تصمیم‌گیری؛ لکنت؛ تزلزل در گفتار

عبارات و ترکیب‌ها

no hesitations

بدون تردید

with hesitations

با تردید

express hesitations

ابراز تردید

have hesitations

داشتن تردید

show hesitations

نشان دادن تردید

hesitations arise

تردیدها ایجاد می‌شوند

eliminate hesitations

حذف تردید

overcome hesitations

غلبه بر تردید

hesitations linger

تردیدها طول می‌کشند

address hesitations

رسیدگی به تردید

جملات نمونه

his hesitations were evident during the presentation.

ش Reservation های او در طول ارائه آشکار بود.

she spoke with hesitations, unsure of her words.

او با تردید صحبت کرد و در مورد کلمات خود مطمئن نبود.

despite his hesitations, he decided to take the job.

با وجود تردیدهای او، تصمیم گرفت شغل را قبول کند.

her hesitations made the team question her commitment.

تردیدهای او باعث شد تیم تعهد او را زیر سوال ببرد.

he expressed his hesitations about moving to a new city.

او نگرانی های خود را در مورد نقل مکان به یک شهر جدید ابراز کرد.

there were no hesitations in her decision to travel abroad.

هیچ تردیدی در تصمیم او برای سفر به خارج از کشور وجود نداشت.

his hesitations in the negotiation cost him a better deal.

تردیدهای او در مذاکره باعث شد معامله بهتری را از دست بدهد.

they noticed his hesitations when he answered the questions.

وقتی به سوالات پاسخ دادند، تردیدهای او را متوجه شدند.

after some hesitations, she finally agreed to the plan.

پس از کمی تردید، او سرانجام با طرح موافقت کرد.

his constant hesitations led to missed opportunities.

تردیدهای مداوم او منجر به از دست دادن فرصت ها شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید