heterogamy

[ایالات متحده]/ˌhɛtərəʊˈɡæmi/
[بریتانیا]/ˌhɛtərˈɡæmi/

ترجمه

n. وضعیت داشتن انواع مختلف گامت‌ها؛ پدیده باروری متقابل

عبارات و ترکیب‌ها

heterogamy effects

اثرات هم ازدواجی

heterogamy patterns

الگوهای هم ازدواجی

heterogamy research

تحقیقات هم ازدواجی

heterogamy species

گونه‌های هم ازدواجی

heterogamy systems

سیستم‌های هم ازدواجی

heterogamy analysis

تجزیه و تحلیل هم ازدواجی

heterogamy trends

روندهای هم ازدواجی

heterogamy dynamics

پویایی‌های هم ازدواجی

heterogamy implications

پیامدهای هم ازدواجی

heterogamy factors

عوامل هم ازدواجی

جملات نمونه

heterogamy can lead to increased genetic diversity.

ناهمتنی می‌تواند منجر به افزایش تنوع ژنتیکی شود.

the study of heterogamy is essential in evolutionary biology.

مطالعه ناهمتنی در زیست‌شناسی تکاملی ضروری است.

heterogamy often occurs in flowering plants.

ناهمتنی اغلب در گیاهان گلدار رخ می‌دهد.

understanding heterogamy can help in breeding programs.

درک ناهمتنی می‌تواند به برنامه‌های اصلاح نژاد کمک کند.

heterogamy is a key factor in species adaptation.

ناهمتنی یک عامل کلیدی در سازگاری گونه‌ها است.

research on heterogamy has revealed surprising results.

تحقیقات در مورد ناهمتنی نتایج شگفت انگیزی را نشان داده است.

heterogamy can influence mating systems in animals.

ناهمتنی می‌تواند بر سیستم‌های جفت‌گیری در حیوانات تأثیر بگذارد.

in plants, heterogamy promotes cross-pollination.

در گیاهان، ناهمتنی باعث گرده‌افشانی متقابل می‌شود.

heterogamy plays a vital role in ecological interactions.

ناهمتنی نقش مهمی در تعاملات اکولوژیکی ایفا می‌کند.

the concept of heterogamy is important in genetics.

مفهوم ناهمتنی در ژنتیک مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید