heteronormative

[ایالات متحده]/[ˌhetərˈnɔːmətɪv]/
[بریتانیا]/[ˌhetərˈnɔːrˌmeɪtɪv]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مطابق با یا مبتنی بر نرم‌های سنتی هتروسکسualیته؛ فرض کردن هتروسکسualیته به عنوان جهت جنسی پیش‌فرض یا عادی.
n. یک سیستم یا نهاد که هetroسکسualیته را ترجیح می‌دهد و جهت‌های جنسی دیگر را به حاشیه می‌کشاند.

عبارات و ترکیب‌ها

heteronormative assumptions

پیش فرض های هترونормاتیو

rejecting heteronormative views

رد نظرات هترونормاتیو

heteronormative structures

ساختارهای هترونормاتیو

perpetuating heteronormative ideals

ایجاد ایده های هترونормاتیو

avoiding heteronormative language

پرهیز از زبان هترونормاتیو

جملات نمونه

the film challenged heteronormative assumptions about relationships.

فیلم این فرضیات هترونورماتیو درباره روابط را چالش می‌برد.

her research critiques the pervasive influence of heteronormative ideals in media.

پژوهش او اثر گسترده‌ی ایده‌های هetroنورماتیو در رسانه‌ها را انتقاد می‌کند.

we need to dismantle heteronormative structures within the organization.

ما نیاز داریم تا ساختارهای هetroنورماتیو در سازمان را لشکرکشی کنیم.

the speaker questioned the limitations of a heteronormative worldview.

سخنران محدودیت‌های دیدگاه جهانی هetroنورماتیو را به سوال کشید.

it's important to recognize and reject heteronormative biases in hiring practices.

مهم است که تحریف‌های هetroنورماتیو در روش‌های استخدام را شناسایی و رد کنیم.

the curriculum aims to deconstruct heteronormative narratives in history.

این محتوا به‌منظور تحلیل و تفکیک داستان‌های هetroنورماتیو در تاریخ است.

many policies inadvertently reinforce heteronormative expectations.

بسیاری از سیاست‌ها به‌طور غلط انتظارات هetroنورماتیو را تقویت می‌کنند.

the discussion explored the impact of heteronormative socialization on young people.

بحث در مورد تأثیر اجتماعی‌سازی هetroنورماتیو بر جوانان انجام شد.

the artist's work subverts traditional, heteronormative representations of family.

کار هنرمند سنتی‌های نمایش خانواده‌های هetroنورماتیو را تغییر می‌دهد.

the campaign sought to raise awareness about the harms of heteronormative privilege.

این حمله‌ای به‌منظور افزایش آگاهی درباره آسیب‌های امتیاز هetroنورماتیو بود.

the essay analyzed the historical roots of heteronormative thinking.

این مقاله ریشه‌های تاریخی فکر هetroنورماتیو را تحلیل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید