heterosexisms

[ایالات متحده]/ˌhɛtəroʊˈsɛksɪzəmz/
[بریتانیا]/ˌhɛtərəˈsɛksɪzəmz/

ترجمه

n. تبعیض علیه همجنس‌گرایان توسط دگرجنس‌گرایان

عبارات و ترکیب‌ها

combat heterosexisms

مقابله با هتروسکسی‌ها

challenge heterosexisms

چالش هتروسکسی‌ها

address heterosexisms

رسیدگی به هتروسکسی‌ها

understand heterosexisms

درک هتروسکسی‌ها

recognize heterosexisms

تشخیص هتروسکسی‌ها

examine heterosexisms

بررسی هتروسکسی‌ها

analyze heterosexisms

تجزیه و تحلیل هتروسکسی‌ها

criticize heterosexisms

انتقاد از هتروسکسی‌ها

expose heterosexisms

افشای هتروسکسی‌ها

discuss heterosexisms

بحث درباره هتروسکسی‌ها

جملات نمونه

heterosexisms can manifest in many social settings.

همجنس‌گراپرویی می‌تواند در بسیاری از محیط‌های اجتماعی بروز کند.

addressing heterosexisms is crucial for promoting equality.

رسیدگی به همجنس‌گراپرویی برای ترویج برابری بسیار مهم است.

many activists fight against the impacts of heterosexisms.

بسیاری از فعالان با تأثیرات همجنس‌گراپرویی مبارزه می‌کنند.

heterosexisms often lead to discrimination in the workplace.

همجنس‌گراپرویی اغلب منجر به تبعیض در محیط کار می‌شود.

education can help reduce the prevalence of heterosexisms.

آموزش می‌تواند به کاهش شیوع همجنس‌گراپرویی کمک کند.

heterosexisms can affect mental health and wellbeing.

همجنس‌گراپرویی می‌تواند بر سلامت روان و رفاه تأثیر بگذارد.

we need to challenge heterosexisms in our communities.

ما باید همجنس‌گراپرویی را در جوامع خود به چالش بکشیم.

heterosexisms are often perpetuated by cultural norms.

همجنس‌گراپرویی اغلب توسط هنجارهای فرهنگی تداوم می‌یابد.

understanding heterosexisms is important for social justice.

درک همجنس‌گراپرویی برای عدالت اجتماعی مهم است.

policies should address the issue of heterosexisms.

سیاست‌ها باید به مسئله همجنس‌گراپرویی رسیدگی کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید