hexagon

[ایالات متحده]/'heksəg(ə)n/
[بریتانیا]/'hɛksəɡɑn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکلی با شش ضلع و شش زاویه
adj. دارای شش ضلع و شش زاویه
Word Forms
جمعhexagons

عبارات و ترکیب‌ها

regular hexagon

شش ضلعی منتظم

hexagonal shape

شکل شش ضلعی

hexagon head

سر شش ضلعی

hexagon bolt

پیچ شش ضلعی

جملات نمونه

The soccer ball is a hexagon shape.

توپ فوتبال معمولاً شش ضلعی است.

A stop sign usually has a red hexagon shape.

علائم ایستگاه معمولاً دارای شکل شش ضلعی قرمز هستند.

The honeycomb is made up of many hexagons.

کندوی عسل از بسیاری از شش ضلعی ها تشکیل شده است.

The beehive cells are hexagonal in shape.

سلول های کندو به شکل شش ضلعی هستند.

The pattern on the floor tiles is a series of hexagons.

الگوی روی کاشی های کف، سری از شش ضلعی ها است.

The snowflake had a hexagonal structure.

کریستال برف دارای ساختاری شش ضلعی بود.

The building's windows were arranged in a hexagonal pattern.

پنجره های ساختمان به صورت شش ضلعی چیده شده بودند.

The garden was designed with hexagonal pathways.

باغ با مسیرهای شش ضلعی طراحی شده بود.

The quilt had a beautiful hexagon patchwork design.

لحاف دارای طرح وصله شش ضلعی زیبا بود.

The crystal had a hexagonal prism shape.

کریستال دارای شکل منشور شش ضلعی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید