hijab

[ایالات متحده]/hɪˈdʒɑːb/
[بریتانیا]/hɪˈdʒæb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. روسری یا حجابی که توسط زنان مسلمان پوشیده می‌شود
Word Forms
جمعhijabs

عبارات و ترکیب‌ها

wearing a hijab

پوشیدن حجاب

hijab fashion

مد حجاب

hijab style

سبک حجاب

hijab trends

ترندهای حجاب

hijab culture

فرهنگ حجاب

hijab accessories

لوازم جانبی حجاب

hijab community

جامعه حجاب

hijab tutorial

آموزش حجاب

hijab designs

طرح‌های حجاب

hijab brands

برندهای حجاب

جملات نمونه

she wore a beautiful hijab to the wedding.

او یک حجاب زیبا به عروسی پوشید.

many women choose to wear a hijab for religious reasons.

بسیاری از زنان به دلایل مذهبی انتخاب می‌کنند که حجاب بپوشند.

the hijab is a symbol of modesty in many cultures.

حجاب نماد فروتنی در بسیاری از فرهنگ‌ها است.

she styles her hijab in various ways.

او حجاب خود را به روش‌های مختلف مدل می‌کند.

he admires her confidence in wearing a hijab.

او به اعتماد او در پوشیدن حجاب احترام می‌گذارد.

there are many colorful hijabs available in the market.

بسیاری از حجاب‌های رنگارنگ در بازار موجود است.

the hijab can be both fashionable and functional.

حجاب می‌تواند هم شیک و هم کاربردی باشد.

she feels empowered when she wears her hijab.

وقتی حجابش را می‌پوشد احساس قدرت می‌کند.

in some countries, wearing a hijab is mandatory.

در برخی کشورها، پوشیدن حجاب اجباری است.

she chose a hijab that matched her outfit perfectly.

او حجابی را انتخاب کرد که به طور کامل با لباسش مطابقت داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید