hildebrand

[ایالات متحده]/ˈhɪldəbrænd/
[بریتانیا]/ˈhɪldəbrænd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نام مردانه از منشاء آلمانی.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

hildebrand family

خانواده هیلدبراند

hildebrand institute

موسسه هیلدبراند

hildebrand project

پروژه هیلدبراند

hildebrand theory

نظریه هیلدبراند

hildebrand method

روش هیلدبراند

hildebrand group

گروه هیلدبراند

hildebrand model

مدل هیلدبراند

hildebrand research

تحقیقات هیلدبراند

hildebrand analysis

تجزیه و تحلیل هیلدبراند

hildebrand conference

کنفرانس هیلدبراند

جملات نمونه

hildebrand is known for his innovative designs.

هیلدبراند به خاطر طرح‌های نوآورانه خود شناخته شده است.

many scholars have studied hildebrand's theories.

بسیاری از محققان نظریات هیلدبراند را مطالعه کرده اند.

the artwork by hildebrand was displayed in the gallery.

آثار هنری هیلدبراند در گالری به نمایش گذاشته شد.

hildebrand's contributions to the field are significant.

مشارکت های هیلدبراند در این زمینه قابل توجه است.

people often discuss hildebrand's impact on modern art.

مردم اغلب درباره تأثیر هیلدبراند بر هنر مدرن صحبت می کنند.

the hildebrand project aims to improve community engagement.

پروژه هیلدبراند با هدف بهبود مشارکت جامعه است.

she cited hildebrand as an inspiration for her work.

او هیلدبراند را به عنوان منبع الهام برای کار خود ذکر کرد.

hildebrand's philosophy emphasizes the importance of creativity.

فلسفه هیلدبراند بر اهمیت خلاقیت تاکید می کند.

many exhibitions feature pieces by hildebrand.

بسیاری از نمایشگاه ها آثار هیلدبراند را به نمایش می گذارد.

hildebrand's methods have influenced many artists today.

روش های هیلدبراند امروزه بر بسیاری از هنرمندان تأثیر گذاشته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید