historians

[ایالات متحده]/hɪsˈtɔːrɪənz/
[بریتانیا]/hɪˈstɔːriənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پژوهشگران که در مورد تاریخ مطالعه و می‌نویسند

عبارات و ترکیب‌ها

famous historians

تاریخنگاران مشهور

modern historians

تاریخنگاران مدرن

historical historians

تاریخنگاران تاریخی

notable historians

تاریخنگاران برجسته

eminent historians

تاریخنگاران سرشناس

leading historians

تاریخنگاران پیشرو

renowned historians

تاریخنگاران مشهور و شناخته شده

ancient historians

تاریخنگاران باستانی

local historians

تاریخنگاران محلی

professional historians

تاریخنگاران حرفه‌ای

جملات نمونه

historians often debate the causes of major events.

تاریخ‌نگاران اغلب در مورد علل وقایع مهم بحث می‌کنند.

many historians focus on primary sources for their research.

بسیاری از مورخان بر روی منابع اصلی برای تحقیقات خود تمرکز می‌کنند.

historians play a crucial role in preserving our past.

مورخان نقش مهمی در حفظ گذشته ما ایفا می‌کنند.

some historians specialize in ancient civilizations.

برخی از مورخان در تخصص تمدن‌های باستانی هستند.

historians analyze documents to understand historical contexts.

مورخان برای درک زمینه‌های تاریخی اسناد را تجزیه و تحلیل می‌کنند.

many historians publish their findings in academic journals.

بسیاری از مورخان یافته‌های خود را در مجلات علمی منتشر می‌کنند.

historians often collaborate with archaeologists on projects.

مورخان اغلب با باستان‌شناسان در پروژه‌ها همکاری می‌کنند.

some historians challenge traditional narratives of history.

برخی از مورخان روایت‌های سنتی تاریخ را به چالش می‌کشند.

historians use various methodologies to study the past.

مورخان از روش‌های مختلف برای مطالعه گذشته استفاده می‌کنند.

historians contribute to our understanding of cultural heritage.

مورخان به درک ما از میراث فرهنگی کمک می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید