historically

[ایالات متحده]/his'tɔrikəli/
[بریتانیا]/hɪsˈt ɔrɪk l..ɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. از منظر تاریخی، به لحاظ تاریخی، بر اساس حقایق تاریخی

جملات نمونه

a historically accurate picture of the time.

تصویری دقیق و مستند از دوران

historically, ‘inquire’ is a by-form of ‘enquire’.

به طور تاریخی، 'inquire' یک شکل فرعی از 'enquire' است.

historically important buildings

ساختمان‌های مهم تاریخی

It was good drama, but historically inaccurate.

این یک نمایش خوب بود، اما از نظر تاریخی نادرست.

historically, government policy has favoured urban dwellers.

به طور تاریخی، سیاست دولت ساکنان شهری را ترجیح داده است.

a historically unprecedented growth in retirement at a fixed age

رشد بی‌سابقه تاریخی در بازنشستگی در سن ثابت

Historically there was no letter “l” in the word “could”; it was inserted by analogy with “would”.

در گذشته حرف «l» در کلمه «could» وجود نداشت؛ با تقلید از «would» وارد شد.

Inland river freight costs are historically high for a tight supply of barges, increased operating costs, and higher demand moving commodities upbound on the major rivers.

هزینه‌های حمل و نقل رودخانه‌ای داخلی به طور تاریخی بالا است، به دلیل عرضه محدود کشتی‌های باری، افزایش هزینه‌های عملیاتی و تقاضای بیشتر برای حمل کالاهای ارسالی در رودخانه‌های اصلی.

Noteheads may be black (a circular or oval shape filled in) or white and are used on the staff to indicate pitch. The shape of noteheads has differed historically, as in plainchant.

سرنوشت‌ها ممکن است سیاه (به شکل دایره‌ای یا بیضی پر شده) یا سفید باشند و برای نشان دادن زیر و بم در خطوط موسیقی استفاده می‌شوند. شکل سرنوشت‌ها در طول تاریخ متفاوت بوده است، مانند در نوای ساده.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید