Come hither
بیا اینجا
Go hither
برو اینجا
Bring hither
آن را اینجا بیاور
This way hither
این مسیر اینجا
Move hither
اینجا حرکت کن
Come hither quickly
به سرعت اینجا بیا
Step hither
قدم اینجا بگذار
Lead hither
اینجا هدایت کن
Bring them hither
آنها را اینجا بیاور
hither and thither
اینجا و آنجا
the hither side of Severn.
نیمه اینسو از Severn.
on the hither side of sixty
در اینسو از شصت
nymphs with come-hither looks.
نیمپها با نگاههای دعوتکننده.
the entire household ran hither and thither.
کل خانواده این طرف و آن طرف دوید.
running hither and thither.
دویدن به اینجا و آنجا.
looked hither and thither for the ring; ran hither and yon.
به اینجا و آنجا برای پیدا کردن حلقه جستجو کرد؛ به اینجا و آنجا دوید.
He tramped hither and thither.
او به اینجا و آنجا سرگردان بود.
nymphs with come-hither looks and not a stitch on.
نیمپها با نگاههای دعوتکننده و بدون هیچگونه دوختی.
I little knew then that such calamity would summon me hither!.
من آن زمان نمیدانستم که چنین مصیبتی مرا به اینجا فراخواهد خواند!
He wandered hither and thither looking for a playmate.
او به اینجا و آنجا سرگردان بود و به دنبال یک همبازی میگشت.
When you look down at the square, you see all the people hurrying hither and thither.
وقتی به سمت میدان نگاه میکنید، همه مردم را میبینید که به اینجا و آنجا شتاب میبرند.
He carried an ancient Greece heptachord hither and thither, chanting his poems to people he met.
او یک هفتنغمه باستانی یونان را به اینجا و آنجا حمل کرد و اشعار خود را برای افرادی که ملاقات میکرد، میخواند.
Sirrah, get you hence, And bid my cousin Ferdinand come hither: Exit SERVINGMAN One, Kate, that you must kiss and be acquainted with.
ای جوان، از اینجا برو و از پسر عموی من فردیناند بخواه که اینجا بیاید: خارج شدن SERVINGMAN One, Kate، که شما باید او را ببوسید و با او آشنا شوید.
Come hither
بیا اینجا
Go hither
برو اینجا
Bring hither
آن را اینجا بیاور
This way hither
این مسیر اینجا
Move hither
اینجا حرکت کن
Come hither quickly
به سرعت اینجا بیا
Step hither
قدم اینجا بگذار
Lead hither
اینجا هدایت کن
Bring them hither
آنها را اینجا بیاور
hither and thither
اینجا و آنجا
the hither side of Severn.
نیمه اینسو از Severn.
on the hither side of sixty
در اینسو از شصت
nymphs with come-hither looks.
نیمپها با نگاههای دعوتکننده.
the entire household ran hither and thither.
کل خانواده این طرف و آن طرف دوید.
running hither and thither.
دویدن به اینجا و آنجا.
looked hither and thither for the ring; ran hither and yon.
به اینجا و آنجا برای پیدا کردن حلقه جستجو کرد؛ به اینجا و آنجا دوید.
He tramped hither and thither.
او به اینجا و آنجا سرگردان بود.
nymphs with come-hither looks and not a stitch on.
نیمپها با نگاههای دعوتکننده و بدون هیچگونه دوختی.
I little knew then that such calamity would summon me hither!.
من آن زمان نمیدانستم که چنین مصیبتی مرا به اینجا فراخواهد خواند!
He wandered hither and thither looking for a playmate.
او به اینجا و آنجا سرگردان بود و به دنبال یک همبازی میگشت.
When you look down at the square, you see all the people hurrying hither and thither.
وقتی به سمت میدان نگاه میکنید، همه مردم را میبینید که به اینجا و آنجا شتاب میبرند.
He carried an ancient Greece heptachord hither and thither, chanting his poems to people he met.
او یک هفتنغمه باستانی یونان را به اینجا و آنجا حمل کرد و اشعار خود را برای افرادی که ملاقات میکرد، میخواند.
Sirrah, get you hence, And bid my cousin Ferdinand come hither: Exit SERVINGMAN One, Kate, that you must kiss and be acquainted with.
ای جوان، از اینجا برو و از پسر عموی من فردیناند بخواه که اینجا بیاید: خارج شدن SERVINGMAN One, Kate، که شما باید او را ببوسید و با او آشنا شوید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید