hitherto

[ایالات متحده]/ˌhɪðəˈtuː/
[بریتانیا]/ˌhɪðərˈtuː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. تا این زمان

جملات نمونه

a hitherto unnoticed detail

یک جزئیات که تا به حال متوجه نشده بودیم.

they had climbed a hitherto unscaled peak.

آنها صعود به قله‌ای که تا آن زمان ناشناخته بود انجام داده بودند.

a warm flush now rosed her hitherto blue cheeks.

حالا گونه‌های او که قبلاً آبی بودند، با سرخوشی درخشیدند.

The weather, which had hitherto been sunny and mild, suddenly turned cold.

هوا که تا آن زمان آفتابی و معتدل بود، ناگهان سرد شد.

hitherto part of French West Africa, Benin achieved independence in 1960.

پیش از این بخشی از آفریقای غربی فرانسه، بنین در سال 1960 به استقلال دست یافت.

He proposed to himself to achieve what hitherto he had been promised in vain.

او تصمیم گرفت به خود که آنچه تا کنون به او وعده داده بودند، به دست آورد.

A dividend paid to shareholders in the form of authorized but hitherto unissued shares.

سهام مجاز اما هنوز صادر نشده که به عنوان سود سهام به سهامداران پرداخت شده است.

Hitherto he had experienced no great success in his attempt.

تا کنون او در تلاش خود به موفقیت بزرگی نرسیده بود.

She discovered a world of parties and pleasure she had hitherto only known by hearsay.

او دنیایی از مهمانی‌ها و لذت‌ها را کشف کرد که تا آن زمان فقط از طریق شایعات از آن آگاه بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید