hit a homerun
یک گچ را به دست آورد
hits a homerun
یک گچ را به دست میآورد
hitting homeruns
گچها را به دست میآورد
hit homeruns
گچها را به دست آورد
homerun swing
سیکت گچ
homerun hitter
کسی که گچ میزند
homerun ball
میتواند گچ بزند
homerun derby
مسابقه گچ
homerun record
رکورد گچ
homerun celebration
جشن گچ
she hit a homerun on the first pitch and electrified the crowd.
او با اولین پرتاب، یک هوم رن زد و تماشایی را به شیطنت درآورد.
his walk off homerun ended the game in dramatic fashion.
هوم رن خاتمهی بازی او باعث شد که بازی به شکل دراماتیک پایان یابد.
the rookie crushed a towering homerun to center field.
جوان با یک هوم رن بسیار بلند به میدان مرکز زد.
they needed a two run homerun to tie the score in the ninth.
آنها برای اینکه در نهمین دور بازی نمره را برابر کنند، یک هوم رن دو امتیازی نیاز داشتند.
with two outs, he launched a three run homerun into the upper deck.
با دو اوت، او یک هوم رن سه امتیازی به سقف بالایی پرتاب کرد.
the fans erupted when she blasted a grand slam homerun.
وقتی او یک هوم رن گران slam زد، تماشایی به شیطنت درآمدند.
after a long slump, he finally went deep and hit a homerun.
پس از یک فصل کوتاه، او در نهایت به عمق رفت و یک هوم رن زد.
that inside the park homerun turned a routine play into chaos.
این هوم رن درون میدان باعث شد که یک بازی معمولی به بینظمی تبدیل شود.
she admired the homerun trot as the ball disappeared over the fence.
او با لذت میگذشت که توپ از دیوار بیرون میرفت.
he hit back to back homeruns with his teammate to seize the lead.
او با همکار خود یک هوم رن پشت سر هم زد تا رهبری را کسب کند.
the pitcher groaned after giving up a leadoff homerun.
پس از اینکه یک هوم رن اول بازی را از دست داد، پرتاب کننده ناراحت شد.
her homerun swing was smooth, powerful, and perfectly timed.
ضربه هوم رن او نرم، قوی و بهطور کامل زمانبندی شده بود.
hit a homerun
یک گچ را به دست آورد
hits a homerun
یک گچ را به دست میآورد
hitting homeruns
گچها را به دست میآورد
hit homeruns
گچها را به دست آورد
homerun swing
سیکت گچ
homerun hitter
کسی که گچ میزند
homerun ball
میتواند گچ بزند
homerun derby
مسابقه گچ
homerun record
رکورد گچ
homerun celebration
جشن گچ
she hit a homerun on the first pitch and electrified the crowd.
او با اولین پرتاب، یک هوم رن زد و تماشایی را به شیطنت درآورد.
his walk off homerun ended the game in dramatic fashion.
هوم رن خاتمهی بازی او باعث شد که بازی به شکل دراماتیک پایان یابد.
the rookie crushed a towering homerun to center field.
جوان با یک هوم رن بسیار بلند به میدان مرکز زد.
they needed a two run homerun to tie the score in the ninth.
آنها برای اینکه در نهمین دور بازی نمره را برابر کنند، یک هوم رن دو امتیازی نیاز داشتند.
with two outs, he launched a three run homerun into the upper deck.
با دو اوت، او یک هوم رن سه امتیازی به سقف بالایی پرتاب کرد.
the fans erupted when she blasted a grand slam homerun.
وقتی او یک هوم رن گران slam زد، تماشایی به شیطنت درآمدند.
after a long slump, he finally went deep and hit a homerun.
پس از یک فصل کوتاه، او در نهایت به عمق رفت و یک هوم رن زد.
that inside the park homerun turned a routine play into chaos.
این هوم رن درون میدان باعث شد که یک بازی معمولی به بینظمی تبدیل شود.
she admired the homerun trot as the ball disappeared over the fence.
او با لذت میگذشت که توپ از دیوار بیرون میرفت.
he hit back to back homeruns with his teammate to seize the lead.
او با همکار خود یک هوم رن پشت سر هم زد تا رهبری را کسب کند.
the pitcher groaned after giving up a leadoff homerun.
پس از اینکه یک هوم رن اول بازی را از دست داد، پرتاب کننده ناراحت شد.
her homerun swing was smooth, powerful, and perfectly timed.
ضربه هوم رن او نرم، قوی و بهطور کامل زمانبندی شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید